ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٤ - دخالت اختيار در حقايق ارزشى منافاتى با علمى بودن آنها ندارد
گرفته است . و اگر سلطه و نظارهء شخصيت بر دو قطب مثبت و منفى كار با هدف گيرى خير و نيكى صورت بگيرد آن كار با اختيار بوجود آمده است كه به اضافهء مسئوليت ، از ارزش نيز برخوردار ميباشد . بنا بر اين هر اندازه كه نظاره و سلطهء شخصيت بر دو قطب مثبت و منفى كار عالىتر انجام بگيرد آن كار از آزادى بيشترى برخوردار ميباشد . [١] همچنان كه اگر هدف گيرى خير و نيكى در كار مزبور عالىتر باشد اختيار در چنين كارى عالىتر خواهد بود .
حال مى پردازيم به استدلال كسانى كه مى گويند : بدانجهت كه در كارهاى آزادانه پاى شخصيت در كار است و ما نمى توانيم از عوامل و انگيزه هايى كه موجب كيفيت مديريت شخصيت در بارهء كار در دو قطب مثبت و منفى آن است اطلاعى بدست بياوريم ، لذا نمى توانيم با محاسبات قانونى مانند قانون « عليت » كار آزادانه را پيش بينى نماييم و هر پديده اى كه قابل پيش بينى با شرايط و لوازم وجودى آن نبوده باشد نمى توان آنرا در مجراى علمى بررسى نمود .
پاسخ اين استدلال را با بيان چند مطلب مطرح مى نماييم : مطلب يكم - اين يك اصل علمى است در مواردى كه عامل بوجود آورندهء يك شيء معلول ، در ميان چند علت مردد باشد ، از راه احتمالات به دريافت علت مى پردازيم و با قوت و ضعف احتمال ، معرفت ما در بارهء علت ارزيابى مى گردد . فرض كنيم در پهنهء يك دشت درختى را مى بينيم كه سر از خاك برآورده و داراى ساقه و شاخههاى انبوه گشته است ، با مشاهدهء اين درخت ، ذهن ما چه آگاهانه و چه ناآگاهانه با انتقال بسيار سريع به ضرورت قانون عليت ، براى پيدا كردن علت روييدن آن درخت به فعاليت مى افتد .
نخست اين احتمال را كه يك نهال يا يك هسته در آن محل بدون مادهء مناسب از زمين به حركت در آمده يا از آسمان بر زمين افتاده و موجب روييدن آن درخت گشته است
[١] ما در اين مبحث ، تنها يك بررسى نسبتا مشروح در مسئلهء عدم منافات حقايق ارزشى با علمى بودن آنها انجام مى دهيم و تحقيق مبسوط در بارهء جبر و اختيار نخواهيم داشت و اگر مطالعه كنندهء محترم بخواهد مباحث مشروح اين جانب را در مسئله مزبور ملاحظه نمايد ، مى تواند به تأليف مستقل اين جانب در اين مسئله ( جبر و اختيار ) مراجعه فرمايد .