ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠ - امير المؤمنين عليه السلام به جهت معرفت والايى كه به واقعيات داشت و به جهت وارستگى از هوى و هوس و خود خواهىها هر يك از دو طرف ( پذيرش و عدم پذيرش حكميت ) را مى توانست انتخاب فرمايد
امر خداوندى و شكيبائى بر سوزش زخمها ، چيزى نداشتيم .
« آن همه تحمل مصيبتها و ناگوارىها در ميادين كارزار در خدمت پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ، براى اين بود كه ما آن بزرگوار را حجت خدا مى دانستيم و هر مصيبت و شكنجه اى كه در راه عمل بدستور او پيش مى آمد موجب افزايش ايمان و مقاومت ما در راه حق مى گشت » همهء اشتباهات شما معلول يك خطاى فاحش است كه از شما سر زده است ، شما مرا نمى شناسيد و نمى دانيد كه من حجت خدا بر شما هستم . اگر اين حقيقت را پذيرفته بوديد ، همان روز با پيروى از من ، حكميت را مردود مى شناختيد اگر چه حكمت آنرا نمى دانستيد ، ولى آن روز شما با كمال ساده لوحى و تحت تأثير سفسطه بازى معاويه و معاويه صفتان و با تحريكات سر سفره نشينان او گمان مى كرديد من العياذ باللَّه به قرآن بى اعتنائى مى كنم در صورتى كه محتويات قرآن در ميان رگهاى خون من در جريان است و قرآن آب حيات عقل و قلب من مى باشد . در آن روز كه با ياران پيامبر در ركاب او بدون كمترين مسامحه و گفتگو شمشير بر پدران و برادران و فرزندان مى كشيديم ، هرگز در برابر پيامبر نمى ايستاديم و نمى گفتيم كه ما نمى توانيم عزيزان خود را بكشيم ، اجازه بدهيد كه ما آنها را از قانون اسلام مستثنى نماييم اين تسليم و اطاعت از پيامبر اسلام صلَّى اللَّه عليه و آله براى آن بود كه ما او را حجّت خدا مى دانستيم . ولى شما با نظر به جريانات پس از رحلت پيامبر اسلام صلَّى اللَّه عليه و آله از اين دنيا ، از كسانى تبعيت كرديد كه مانند وى حجت نبودند و مى توانستيد در مقابل آنان اظهار نظر حتى مخالفت كنيد ، در صورتى كه من به جهت ولايت كبرى كه خداوند متعال بوسيله پيامبر اكرم به من عنايت فرموده است ، حجت خدا بر شما هستم و نه تنها نمى بايست در آن روز كه من مسئله حكميت را رد كردم شما مخالفت كنيد ، بلكه در هيچ امرى نمى بايد شما از من منحرف شويد . و اين تبعيت از من دستورى است كه نفع آن بخود شما برمى گردد . و ضرر تخلف از آنرا هم خود شما بايد تحمل كنيد . مگر آن روز نگفتم :
< شعر > أمرتكم أمرى بمنعرج الَّلوى و لم تستبينوا النّصح إلَّا ضحى الغد < / شعر > ( من در منعرج اللوى دستورم را بشما داده بودم ، و شما آن روز نفهميديد و آن