ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - همواره با متن انبوه مردم باشيد كه جمعيت اصلى جامعه را تشكيل مى دهند
آن مختصات والا پى ببرند گمراه مى شدند ، در حق آنان مى خواستند به آن مختصات والا پى ببرند گمراه مى شدند ، در حق آنان قوى است ، زيرا بديهى است كه آن عظمتى كه سلمان فارسى و ابو ذر غفارى و مالك اشتر و عمار بن ياسر و اويس قرنى از آن بزرگوار دريافته بودند ، مردم معمولى كه متأسفانه اكثريت را تشكيل مى دهند ، درك نكرده بودند ، و الَّا هرگز پيرامون غير از او را نمى گرفتند . داستانى از خليل بن احمد اديب و حكيم بزرگ نقل شده است كه مى گويند : روزى يكى از فضلاء كه در حوزه درس او حاضر مى شد ، از وى پرسيد : اى استاد عزيز ، چه علت دارد كه اكثريت مردم گرايش به بعضى از زمامداران داشتند ، به دور على بن ابي طالب عليه السلام جمع نشدند خليل پاسخ مى دهد كه اكثريت مردم با على ابي طالب عليه السلام سنخيت نداشتند . و وضع روحى او خيلى بالاتر از عقول و تفكرات اكثريت مردم دورانش بود .
لذا او را درك نمى كردند .
سپس مى فرمايد :
همواره با متن انبوه مردم باشيد كه جمعيت اصلى جامعه را تشكيل مى دهند ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه أمير المؤمنين چگونه مردم را به پيروى از جمعيت تشكيل دهندهء جامعه دستور مى دهند ، در صورتى كه همين جمعيتها بودهاند كه با تحريكات اشخاص حيله گر و خونخوار از جادهء حق و حقيقت منحرف مى گشتند و انسانهاى شايسته را مورد اعتناء قرار نمى دادند و موجب كنار گذاشته شدن آن انسانهاى بزرگ مى گشتند پاسخ اين سؤال اينست كه مقصود حضرت از سواد اعظم و جماعت ، آن متن و جمعيت اصلى جامعه هستند كه در مسير حق حركت مى كنند ، اگر چه حركت آنان كاملا از روى آگاهى نبوده باشد . يعنى مقصود حضرت آن سواد اعظم و جماعت است كه دست خدا با آن است و بديهى است كه چنين جماعتى حتما بجهت تعليم و تربيتهاى سازنده ، در مسير خير و كمال قرار گرفته باشد ، چنان نيروى الهى در آن دميده مى شود كه هر يك از افراد آن احساس مى كند كه واقعا يك جزء حقيقى از آن جماعت است و افراد آن جماعت اعضاى واقعى پيكر او مى باشند .
٢٧ - ألا من دعا إلى هذا الشّعار فاقتلوه ، و لو كان تحت عمامتى هذه ( آگاه باشيد ، هر كس كه مردم را به شعار خوارج دعوت كند او را بكشيد ، اگر چه زير اين عمامهء من باشد . )