ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - و شما در انتخاب يكى از دو يا چند راه آزاديد
با يك افق ديگرى از زندگى آشنا بسازد .
خوب ، من آزادم ، معناى من آزادم چيست آيا امكان دارد كسى كه تولد و نشو و نمايش در ميان حلقههاى جبر قوانين گوناگون انجام مى گيرد و با همهء ابعاد وجودش كه حتى با خويشتن ارتباط بر قرار مى سازد ، باز در تبلورگاه قوانين صورت مى گيرد ، آزاد باشد آيا چنين جمله اى مى تواند از يك انسان آگاه به چنين وضعى كه انسان در ميان آن حركت مى كند صادر شود پاسخ اين سؤال « آرى » است . اگر اين قدرت فوق العادهء نوع انسانى را در نظر بگيريم كه او مى تواند به وسيلهء آن قدرت ، نخست حلقههاى قوانين جبرى را كه او را از همه جهات احاطه كرده است ، چنان شفاف و صيقلى نمايد نمايد كه ماوراى آنها را شهود نمايد ، و همين شهود او را با واقعيات عاليترى كه در پشت پردهء همين طرز تفكرات و هدف گيريها وجود دارد آشنا ساخته و از آنها بهره برداريها نمايد ، مى پذيرد كه « آرى ، من آزادم » يعنى داراى آن قدرت هستم كه به وسيلهء آن مى توانم پاى بر روى انگيزهها و عوامل زندگى معمولى خود كه ضعف شخصيت من آنها را داراى نقش اساسى در زندگى من نموده است ، بگذارم . و راه هايى را كه در برابر من قرار گرفته است از افقى بالاتر ببينم و با قدرت عالى شخصيت كه عامل جهشهاى تكاملى است در گزينش آن راهها اقدام نمايم . به خاطر دارم در سال ( ١٣٥٦ ) شخصى به همراه يكى از دوستان براى پرسش در باره مسئله اى نزد اين جانب آمدند و آن مسئله را كه جنبهء اقتصادى داشت مطرح كردند . مسئله چنين بود كه آن شخص در شركتى كار مى كرد كه نفع مادى كلانى براى او داشت ، ولى او از نظر شرعى در مباح بودن كار در آن شركت ترديد داشت . اين جانب پس از تحليل مسئله ، صور مختلف را متذكر شدم و گفتم : با نظر به اين صورت كار شما در آن شركت جايز است ، و با نظر به آن صورت جايز نيست . پس از آنكه اقسام صور را با احكام فقهى هر يك بيان نمودم ، در پايان پاسخ ، اين جمله را گفتم : « و شما آزاديد » همين جمله موجب شد آن شخص آگاه نه تنها از آن شركت بيرون آيد ، بلكه از آن موقع تاكنون در كارهاى عام المنفعه اجتماعى تلاش مى نمايد و به معيشتى محدود كه خود و عائله اش را بدون تجمل اداره كند ، قناعت مى ورزد . امير المؤمنين عليه السلام در اولين جملات مورد تفسير چنين فرمود كه : « گويى شما را مى بينم سر و صدايى مانند سر و صداى سوسمار كه در حركت سريع بهم مى خورند ، ازدحام و غوغا مى كنيد » يعنى