ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٨ - اگر مال ، مال خودم بود و از دسترنج خويشتن تهيه كرده بودم ، و مى خواستم آنرا به مردم بدهم ، فرقى ميان آنان نمى گذاشتم حال اگر مال ، مال خداوندى باشد ، بديهى است كه همهء مردم مستمند در بارهء آن مساويند
مى گويند : روزى شمس تبريزى در سن ٥ يا ٦ سالگى با پدر و مادر خود نشسته بود ، شمس در برابر گفتهء پدر سخنى پر معنى گفت ، پدر وى بر آشفت و گفت : بس كن ، من كه پدر تو هستم و ترا بوجود آوردهام نمى فهمم ، تو مى فهمى شمس فورا چنين پاسخ داد : اى پدر ، اجازه مى دهى من حرفى بزنم گفت : بگو . شمس گفت : پدر ، مردم گوناگونى كه از كوچهها مى گذرند ، آيا ديوارهاى آن كوچهها ، آن مردم را مى شناسند كه كدام شريف است و كدام پست ، چه كسى نادان است و چه كسى دانا پدر گفت : معلوم است كه ديوارها مردم را كه از ميان آنها مى گذرند ، نمى شناسند .
شمس گفت : پدر عزيز ، من هم از ميان ديوارهاى تو و مادرم عبور كردم و شما نمى دانستيد من كيستم . حال آيا پدر شمس ، نبوغ فرزندش را مى تواند بحساب امتياز خود در آورد و به آن مباهات نمايد و از بيت المال بيشترى هم برخوردار گردد نه هرگز . بنا بر اين ، هيچ يك از دو قسم امتياز ( اختيارى و اجبارى ) نمى تواند بيش از استحقاق واقعى خود از بيت المال بهره ور شود .
حالا توجه كنيم به منشاء حكمى تساوى مردم در برخوردارى از بيت المال كه عبارتست از اتحادهاى دوازده گانه كه انسانها را از ابعاد گوناگونى با يكديگر مساوى نموده است : [١] ١ - تساوى در خالق ( خالق همهء آنان خدا است ) ( ماوراى طبيعى ) ٢ - تساوى در حكمت بالغهء خداوندى كه آنانرا بوجود آورده است و در سرنوشت نهائى و هدف اعلائى كه همهء انسانها توانائى وصول به آن را دارند .
( ماوراى طبيعى است ، زيرا تكاپو براى وصول به آن سرنوشت و هدف ، به اختيار انسان و در عرصهء طبيعت انجام مى گيرد . ) ٣ - تساوى در آغاز خلقت در طبيعت . از يك پدر و مادر ( طبيعى )
[١] اين اتحادها را در مبحث « فقط حق است كه مى تواند جامع حقيقى انسانها در يك وحدت عالى بوده باشد » مطرح كردهايم . و بدانجهت كه اين اتحادها و نتيجه گيرى از آنها از اهميت بالايى برخوردار است لذا در اين مبحث هم آنها را آورديم .