ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - ١٣ - ١٧١ نوع بشر حد اكثر بهره گيرى را از جهان خارج مى نمايد
و درياها و فضاها هستند از جهان خارجى حد اكثر بهره بردارى را مى نمايند .
مسئلهء دوم - اين جمله كه « بشر از ظرفيت زندگى در محيط متحول فرهنگى - اجتماعى نيز به حد اعلى استفاده مى برد . . . » بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرد ، زيرا اولا اگر بشريت واقعا به اين امر با اهميت نائل آمده بود ، يعنى در محيط متحول فرهنگى - اجتماعى به استفاده در حد اعلى توفيق يافته بود ، هرگز اين همه از فرهنگ معنويت و اخلاق والا و روحيات عالى انسانى بىبهره نبود تا حدى كه به دندانههاى ناآگاه و بى اختيار ماشين عظيم زندگى اجتماعى امروزه در آيد . ثانيا - اين جمله ( بشر از ظرفيت زندگى در محيط متحول فرهنگى - اجتماعى نيز به حدّ اعلى استفاده مى برد ) با محتواى جملات پاراگراف ( ٦ ) تضاد دارد ، زيرا در آن پاراگراف چنين آمده است : « تنها چيزى كه فقدان آن محسوس است ، ارادهء اجتماعى و سياسى مى باشد . » مسئلهء سوم - آيا كشف اين حقيقت كه انسان مى تواند ايمان گمشده و تجربيات معنوى و روحانى خود را بدست بياورد ، ناشى از « بينش رو به رشد بشر در زمينهء علوم بوده است يا اين كه هنگامى كه علوم باصطلاح امروزه ( نه به معناى حقيقى آن كه همواره مى تواند با فرهنگ معنوى و روحانى انسانها هماهنگ به حركت در آمده هم خود را بارور بسازد ، و هم علوم را از فعاليت در سطوح ظاهرى هستى نجات بدهد ) در بارهء انسان و زندگى با آسايش و آرمان او [ باصطلاح ] با شكست مواجه گشت ( ١ ) ، عده اى از صاحبنظران را مانند دانشمندانى كه در و انك اور جمع شده و اين بيانيه را صادر نمودند وادار نمود كه فرياد انسانى برآورند و بگويند كه ( اى مردم روى زمين تأخير نكنيد ، زيرا همان تفسيرى كه به علم نموده بوديد و با همان علم همه جا و همهء موضوعات را مورد شناسايى و تصرف در جهان خارجى مى نموديد ، اكنون مى خواهد شما را از روى زمين مرخص فرمايد برخيزيد و دير نكنيد كه بقاى بشر در خطر جدى افتاده است . « با توجه به مسائلى كه در شمارهء ١١ مطرح نموديم بايد اين حقيقت را بپذيريم كه به بن بست رسيدن علوم اصطلاحى در بارهء انسان و زندگى طبيعى و حيات معقول او بوده
( ١ ) اكنون اين جمله را با حروف درشت در يكى از معتبرترين كتابهاى تاريخ علم مى خوانيد : « ورشكستگى علم اعلام شد » تاريخ علم پىيرروسو ترجمهء آقاى حسن صفارى ص ٦٩٣ تا ص ٦٩٥ اين جمله در مباحث آينده مشروحا بررسى خواهد گشت .