ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦١
انسانها را تكفير مى كند ١٣٠ دربارهء ارزش يابى من نه افراط كنيد و نه تفريط ١٣١ همواره با متن انبوه مردم باشيد كه جمعيت اصلى جامعه را تشكيل مى دهند ١٣٤ هيچ يك از عمرو بن عاص و ابو موسى اشعرى آن ارزش را نداشتند كه حكميت كه تعيين كنندهء سرنوشت جوامع اسلامى بوده به عهدهء خود آنان گذاشته شود ، بلكه آن دو مرد بعنوان بازگو كنندهء حقيقت قرآنى انتخاب شده بودند ١٣٦ كلمة حق يراد بها الباطل سخنى كه معاويه و عمر و عاص دربارهء رجوع به قرآن به راه انداختهاند ، سخنى بر حق است ، ولى مقصود آنان از اين سخن ، عملى است باطل ١٣٨ متن خطبهء صد و بيست و هشتم ١٤٠ ترجمهء خطبهء صد و بيست و هشتم ١٤٢ تفسير عمومى خطبهء صد و بيست و هشتم ١٤٤ همانگونه كه استعدادهاى خير انسانى حدّ و حصرى ندارد ، همچنان استعدادهاى شرّ انسانى نيز قابل شمارش نيست ١٤٥ دلهايى خراب در شهرهايى آباد ١٤٨ چرا من از دنيا اعراض كردهام زيرا آن را ارزيابى نموده و با چشمى كه بايد در آن نگريست نظر كردهام و در نتيجه اصالت را به شخصيت خود ( انسانى ) دادهام . ١٥٠ متن خطبهء صد و بيست و نهم ١٥٤ ترجمهء خطبهء صد و بيست و نهم ١٥٥ تفسير عمومى خطبهء صد و بيست و نهم ١٥٧ قوانين هستى آنچه را به انسانها داده است باز پس خواهد گرفت ١٥٧ در هر گاهى از برهههاى تاريخ رو گرداندن خير و كمال از انسانها شايع مى گردد ، و روى آوردن شر به آنان افزايش مى يابد . ١٥٩ بيانيهء كنفرانس وانكاور - كانادا دربارهء بقاء بشر در قرن بيستم ١٦١ بشر در مقابل مسئلهء بقا ١٦٦ ريشههاى مسئله ١٦٧ ديدگاهى ديگر ١٦٨ ١ - سيارهء ما بى ثبات است - موتور سوزانى است . . . ١٧٢ ٢ - سلطهء بشر بر طبيعت در طول تاريخ عواقبى سخت و بىمانند براى نوع بشر