ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - ١٣ - ١٧١ نوع بشر حد اكثر بهره گيرى را از جهان خارج مى نمايد
متوقف نمايد .
بيان دوم - انسان خود به صورت وجهى از اين انگيزش خلاق در آمده چنان به كمال با كل جهان در ارتباطات است كه در چهار چوب صنعتى پيشين قابل بيان نمى بود .
بيان سوم - آدمى از حالت چرخ دندانه اى بى اراده اى كه محكوم به حركت تحت فرمان يك ماشين عظيم مى باشد فراتر رفته به وجهى از انگيزهء خلاقهء آزاد بدل مى شود كه بىواسطه و اساسا به جهان بصورت يك كل واحد پيوند مى خورد . تفاوتى كه نظريهء ما با اين نظريه دارد اينست كه صادر كنندگان بيانيه ، اين حالت تجدد و خلاقيت دائمى موجوديت آدمى را يك پديدهء نوخاسته مى پندارند و چنين قلمداد مى كنند كه اين حالت براى انسان در دورانهاى اخير و پس از خسته شدن او از حالت دندانهء ماشينى بروز نموده است ، در صورتى كه در نظر ما اين حالت يك پديدهء حادث و جديد نيست ، بلكه يكى از مختصات بسيار اساسى آدمى است كه همواره با نيروى خلاقه و آزاد از رسوبيهاى فرهنگهاى عارضى تاريخ بدنيا قدم مى گذارد . صريحتر از مفاهيم سه گانه در بارهء تجدد خلقت آدمى با نيروها و استعدادهاى جسمانى و روحانى ، عبارتى است كه در اين بيانيه آمده است . عبارت چنين است : « درك عالم لا يتناهى بهم پيوسته اى كه آهنگ حيات را تكرار مى كند ، به بشر اجازه خواهد داد كه دوباره با طبيعت يكى شود و ارتباط خود را در فضا و زمان با كل حيات و جهان ماده درك كند . » ١٣ - « نوع بشر حد اكثر بهره گيرى را از جهان خارج مى نمايد و از ظرفيت زندگى در محيط متحول فرهنگى - اجتماعى نيز به حد اعلى استفاده مى برد . بينش رو به رشد بشر در زمينهء علوم دلالت بر اين امر دارد كه انسان مى تواند ايمان گمشده و تجربيات معنوى و روحانى خود را بدست بياورد . بحران كنونى كه در نتيجهء تصرف سياره از سوى بشر بوجود آمده است ، براى تدارك فردا و فرداهاى ديگر به ديدگاههاى جديد كه ريشه در فرهنگهاى مختلف دارند نياز دارد . « ما در اين جملات به چند مسئلهء بسيار اساسى بايد توجه نماييم : مسئلهء يكم - اين كه گفته شده است : نوع بشر حد اكثر بهره گيرى را از جهان خارج مى نمايد . بهتر اين بود كه بجاى نوع بشر از اين جمله استفاده مى شد كه قدرتمندان و آنانكه داراى مهارتهاى متنوع بهره بردارى از مواد مفيد زمين در خشكى