ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٠ - اگر هم بر فرض خلاف واقع چنين فرض كنيم كه ارزشها را نتوانستيم در مجراى علم بمعناى معمولى آن در دوران ما مورد بررسى قرار بدهيم ، لازمهء چنين فرضى آن نيست كه ارزشها و معنويات مستند به اساس محكمى نيستند
در بارهء آن ترجيح مى دهد .
اگر هم بر فرض خلاف واقع چنين فرض كنيم كه ارزشها را نتوانستيم در مجراى علم بمعناى معمولى آن در دوران ما مورد بررسى قرار بدهيم ، لازمهء چنين فرضى آن نيست كه ارزشها و معنويات مستند به اساس محكمى نيستند .
تفكيك علم از ارزشها و « بايد و شايد » ها از واقعيات آن چنانكه هستند بهيچ وجه اثبات كنندهء اين مدعا نيست كه ارزشها و معنويات و بطور كلى همهء بايدها و شايدها امور اعتبارى و بىاساس مى باشند . براى توضيح و اثبات اين معنا مواردى را متذكر مى شويم كه واقعيت آنها با كمال وضوح بدون نياز به قرار گرفتن در مجراى علمى اثبات شده و هيچ كس نمى تواند در بارهء آنها كمترين ترديدى به خود راه بدهد .
١ - همهء قوانين عالم هستى بر مبناى رابطهء ضرورى فعاليت مى كنند ، يعنى واقعيت چنين است كه آتش حتما بايد بسوزاند ، مگر اين كه يكى از شرايط حصول احتراق موجود نباشد مانند دورى آتش از جسمى كه مى تواند آنرا بسوزاند ، يا مانعى از تأثير آتش وجود داشته باشد ، مانند اين كه جسم قابل احتراق مرطوب باشد . اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد كه ضرورتهاى موجود در ميان آن حقايق را نمى توان با روش علمى اثبات نمود . البته ممكن است سؤال نخستين ما از اين كه چرا ما بين آتش و احتراق ضرورت وجود دارد چنين پاسخ داده شود كه ماهيت آتش به آن شرايطى كه براى سوزاندنش مقرر است ، هنگامى كه به محل مناسب و قابل احتراق اصابت نمايد ، اثر احتراق را با نظر به همان شرايط بوجود مى آورد . فرض كنيم اين سؤال با پاسخى كه بيان شد حل و فصل شود ، قطعى است كه سؤال ديگرى به همان اهميت مطرح خواهد گشت و آن اين كه چرا بايد پديدهء آتش با آن شرايط چنان اثرى را ( مثلا انبساط اجزاء و سوختن آنها را ) ايجاد نمايد يعنى رابطهء ضرورى ما بين آنها چگونه بايد اثبات شود مثال ديگر : نوع جانداران توالد مى كنند ، چرا شهوت آنها را براى اعمال غريزهء جنسى تحريك مى كند . به چه علت شهوت چنين تحريكى را انجام دهد يعنى علت تحريك شهوت براى عمل جنسى چيست بعبارت ديگر : ضرورت ما بين شهوت و عمل جنسى معلول كدامين علت است آخرين پاسخ اين است كه عمل