ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - اصل يكم - قانونمند بودن هر دو منطقهء ١٧١ من ١٨٧ و ١٧١ جز من ١٨٧
راست پيش مى رويم و پيوسته بيشتر و بيشتر به منزل نزديك مى شويم ، ولى هرگز به آن نخواهيم رسيد ، زيرا منزل نهايى همچون نور ضعيفى است كه پيوسته از دور چشمك مى زند و غير قابل وصول است . تملك حقيقت نيست كه براى جوينده خوشبختى و غنا مى آورد ، بلكه كاميابى در وصول ( در مسير وصول ) به حقيقت مايهء خوشبختى و غنا است . و اين گفتهء حكيمانه را متفكران دوربين مدتها پيش از آنكه لسينگ با جملهء مشهور خود مهر رسميت بر آن بزند ، گفته بودند . [١] معناى پاسخ ماكس پلانك از سؤال فوق اينست كه ما با همين روش علمى رسمى كه از طرق حواس و آزمايشگاهها و عوامل ذهنى پيش گرفتهايم در ارتباط با واقعيات ، حقايق بسيار فراوانى را بدست آورده و در شئون زندگى خود از آنها بهره مند گشتهايم . كشف حقايق با همين روش در حال دوام و استمرار است .
و اين يك حقيقت است كه < شعر > هر دم از اين باغ برى مى رسد تازه تر از تازه ترى مى رسد < / شعر > ولى هرگز به منزلگه نهائى كه آنرا با كمال جديت در هر امرى مى جوييم نخواهيم رسيد . به نظر مى رسد اگر دو اصل ديگر را هم به نظريهء ماكس پلانك اضافه كنيم به پاسخى قانع كننده تر از پاسخ فوق خواهيم رسيد :
اصل يكم - قانونمند بودن هر دو منطقهء « من » و « جز من » ( جهان عينى كه منطقهء برون ذاتى است ) و جهان درونى كه منطقهء درون ذاتى است . يعنى همان گونه كه قانون معروف انبساط اجسام به وسيلهء حرارت در جهان عينى در جريان است ، همچنين احساس حرارت مستند به حس لامسه با وسائل گوناگون مختلف مى باشد ، يعنى انسانها در احساس حرارت كه از تأثيرات درون ذاتى است از واسطهها و عوامل مختلف ، تأثرات گوناگون خواهند داشت . درجه اى معين از حرارت در يك فضا ، مثلا فضاى اتاق به وسيلهء موجودات مختلف كه در آن اتاق است يكسان نمى باشد ، حرارتى را كه لامسهء انسانى از شيشه احساس خواهد كرد ، غير از احساس همان درجه از حرارت است كه در فضاى اتاق به وسيلهء پشم يا چوب يا گچ و سنگ خواهد نمود . اين
[١] علم بكجا مى رود - تأليف ماكس پلانك با مقدمه اى از اينشتين ترجمهء آقاى احمد آرام ص ١١٦ و ١١٧