ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٣ - عامل هفتم - آزمايشگاهها و هر گونه ابزارى كه براى گسترش عميق ساختن معلومات مورد استفاده قرار مى گيرند
نمى آموزند . اندازهها براى او چيزى جز پيامهايى كم و بيش نامطمئن نيستند يا به تعبير هلمهولتز جز علاماتى نيستند كه به جهان حقيقى مخابره مى كنند ، و سپس او به همان طريقى كه زبانشناس مى كوشد تا سندى را كه از بقاياى تمدنى ناشناخته است بخواند ، در صدد نتيجه گيرى از آنها برمى آيد . اگر زبانشناس بخواهد به نتيجه اى برسد ، بايد اين را چون اصلى بپذيرد كه سند مورد مطالعه معنايى در بر دارد .
همين طور فيزيكدان بايد اين فكر را مبدأ بگيرد كه جهان حقيقى از قوانينى پيروى مى كند كه به فهم ما در نمى آيند ، حتى اگر براى او لازم باشد از اين اميد دست بشويد كه آن قوانين را بوجه تام دريابد ، حتى ماهيت آن قوانين را با يقينى مطلق از اول معين كند . » [١] براى تكميل اين موضوع بسيار مناسب به نظر مى رسد اگر بتوانيم در بارهء زمان سنج مغز بشر يا هر عاملى كه در بوجود آوردن امتداد ذهنى به نام زمان دگرگونى ايجاد كنيم ، دريافت تماشايى ما به جهان واقعيتها بسيار دگرگون خواهد گشت . ما اين مسئله را در دوران خودمان از شخصيتى كه معروف به شكاكيت و شكستن اصول معروف بود ، هم مى توانيم مورد مطالعه قرار بدهيم . اين شخصيت برتراندراسل متفكر مشهور انگليسى است كه با كمال صراحت مى گويد : « در تفكر فلسفى نوعى رهايى از اسارت زمان ضرورت دارد . اهميت زمان بيشتر عملى است تا نظرى ، بيشتر به اميال ما مربوط است تا به حقيقت امور . اگر امور جهان را چنان تصور كنيم كه از يك عالم ابدى خارجى وارد جهان ما مى شوند ، و نه از اين نظرگاه كه زمان همچون خورندهء هر چه كه هست مى نگرد ، در چنين صورتى من گمان مى كنم تصوير درستترى از جهان خواهيم داشت . اگر هم زمان واقعيتى داشته باشد توجه كردن به اين كه اين واقعيت اهميتى ندارد نخستين منزل در راه حكمت
[١] تصوير جهان در فيزيك جديد تأليف ماكس پلانك ترجمهء آقاى مرتضى صابر ص ١٣٨ و علم به كجا مى رود ماكس پلانك ص ١١٨ و ١١٩ ترجمهء آقاى احمد آرام - توجه به اين نكته ضرورى است كه ماكس پلانك جملات فوق را در دو كتاب خود آورده است و اين مى تواند دليل آن باشد كه محتواى جملات فوق يك مطلب ناگهانى و زودگذر نبوده ، بلكه يك حقيقت اصيل را منظور نموده است .