ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - در ميدان جهاد نيروهاى اساسى را خواه قرار دادى و اعتبارى باشد و خواه واقعى عينى به انسانهائى بسپاريد كه هم از قدرت عضلانى برخوردار باشند و هم از عظمت شخصيت و هم از تخصّص در فنون جنگ
( و بيرق را به اين سو و آن سو نكشانيد و پيرامون آنرا خلوت نكنيد ، بيرق را فقط بدست دلاوران و مردانى غيور و رزم آورانى بسپاريد كه داراى حميت و غيرت براى حفاظت وابستگان نيازمند به حفظ و نگهبانى باشند ، زيرا كسانى كه تحمل فرود آمدن حوادث سخت و كوبنده را دارند كسانى هستند كه دور بيرقهاى خود مى گردند ، و به محافظت راست و چپ و پس و پيش آنها با جديت كامل مى پردازند . آنان از بيرقها عقبتر نمى افتند تا آنها را تسليم دشمن نمايند ، و از آنها پيش نمى افتند تا آنها را تنها بگذارند . ) در ميدان جهاد نيروهاى اساسى را خواه قرار دادى و اعتبارى باشد و خواه واقعى عينى به انسانهائى بسپاريد كه هم از قدرت عضلانى برخوردار باشند و هم از عظمت شخصيت و هم از تخصّص در فنون جنگ .
در مقابله با دشمن كه به جنگ و كشتار منتهى مى شود ، چند قسم نيرو وجود دارد كه عمدهء آنها چند قسم است : قسم يكم - نيروى مادى عينى است ، مانند اسلحه و آذوقه و قدرت عضلانى و تندرستى سلحشوران .
قسم دوم - نيروى فكرى و ديگر قواى مغزى مانند هشياريهاى گوناگون و قدرت حدس و غير ذلك .
قسم سوم - نيروى روانى ، مانند شجاعت و استقامت و شهامت و دلاورى .
قسم چهارم - عظمت شخصيت كه عدالت و عفت و تقوى اساسىترين عناصر آن است .
قسم پنجم - نيروهاى اعتبارى و قراردادى است مانند علامات ، مقامات لشكرى و بيرق و علم و پرچم و غير ذلك .
اهميت هر يك از اين اقسام بستگى به چگونگى موقعيتى دارد كه جهاد آنرا اقتضاء مى كند . در جنگهاى تن به تن و در هر موردى كه طرفين كارزار روياروى هم قرار بگيرند ، موضوع بيرق كه يك علامت قراردادى كاملا رسمى و به دريافتهاى مشترك فرهنگى اقوام و ملل منتهى مى گردد ، اهميت فوق العاده اى دارد در زمانهاى گذشته بر افراشته بودن و اهتزاز بيرق و علم علامت استمرار نيروى جنگى كسانى بود