ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٩ - ترجمهء خطبهء صد و بيست و هفتم
مى ديدند حتى اطفال و چهارپايان را نيز مى كشتند » [١] اين بيماران عقيدتى كه با پارانوييد و نارسيسم ( بدبينى در باره ديگران و خودمدارى ) مى خواستند حكومت اسلامى را بدست بياورند و بر مهاجرين و انصار كه برخى از آنان رشد يافته ترين مردم تاريخ بودند ، مانند عمار بن ياسر ، اويس قرنى ، ابن التيّهان امر و نهى فرمايند گاهى انسان در نتيجهء تجارب فراوان و دقيق ، اعجاز قرآن را در بعضى از آيات زودتر و صريحتر شهود مى نمايد . ( البته همهء آيات قرآنى چنين است كه انسان موقعى كه موارد و محتويات آنها را بوسيلهء تجارب فراوان و دقيق درمى يابد ، اعجاز آنها را سريعتر و با صراحت بيشتر درك و دريافت مى كند . اين آيهء شريفه ( قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا . الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ) [٢] ( بگو به آنان : آيا زيانكارترين مردم را از جهت اعمال بشما خبر بدهم . آنان كسانى هستند كه كوشششان در زندگى دنيا به تباهى رفته و گمان مى برند كه كار نيكوئى انجام مى دهند . ) اگر بخواهيد مجموع صفحات كارنامه اين گروه را كه تاريخ با كمال صراحت در دسترس ما گذاشته است ، در يك جمله خلاصه كنيد ، آن جمله چنين است : كسانى كه به توهم نزديكى به خدا ، با خدا به مبارزه و ستيزه برخاسته بودند .
٩ ، ١٨ - و قد علمتم ان رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله رجم الزانى المحصن ، ثم صلَّى عليه ، ثم ورثه اهله ، و قتل القاتل و ورّث ميراثه اهله . و قطع السارق و جلد الزانى غير المحصن ، ثم قسم عليها من الفيء ، و نكحا المسلمات فاخذهم رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله بذنوبهم ، و اقام حق اللَّه فيهم ، و لم يمنعهم سهمهم من الاسلام ، و لم يخرج اسمائهم من بين اهله ( و شما مى دانيد كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله زانى محصن را كشت و سپس بر او نماز گزارد ، سپس خاندانش را وارث او قرار داد ، و قاتل را كشت و ميراث او را به خاندانش به ارث گذاشت . و دست دزد را قطع كرد و زانى غير محصن را تازيانه
[١] منهاج البراعة ج ٨ ص ١٩٦ و ١٩٧
[٢] الكهف آيه ١٠٣ و ١٠٤