ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - ١ - ١٧١ سيارهء ما بى ثبات است
نمى توانست براى زندگى خود كيفيتى را تعيين كند كه بدون كار و تلاش ، امتيازى بدست نياورد آيا بشر نمى توانست واقعا « به خود بپسندد آنچه را كه بر ديگران مى پسندد و بر ديگران نپسندد آنچه را كه بر خود نمى پسندد » آيا بشر نمى توانست روى زمين را كه زيباترين آشيانه براى انسانها بود مبدل به زرادخانه نكند آيا واقعا سياستمداران نمى توانستند با خود واقعيات مردم جوامع خود را اداره كنند و به هيچ گونه دروغ و نيرنگ و حقه بازى آلوده نگردند اگر بشر نمى توانسته است هيچ يك از اين راهها را براى « حيات معقول » خود پيش بگيرد ، پس جاى شگفتى نيست كه آشيانهء بسيار زيباى خود را كه در گذشتهها زمين ناميده مى شد و امروزه نام زرادخانه و ميدان تنازع در بقاء به خود گرفته است به موتور سوزانى تبديل شود . اينك ما بايد به تفسير و بررسى يكايك جملات بيانيهء و انك اور كانادا بپردازيم و ببينيم كه وضع بشر در روى زمين به كجا رسيده است و علت اين كه به وضع فعلى دچار شده است چيست و چگونه مى توان از اين وضع نجات پيدا كرد و يا خداى نخواسته بايد زمين را بحال خود واگذاشت تا اگر بقايايى از گوشت و استخوان افراد بشر پس از سوختن به وسيلهء اسلحهء فوق تصورات عادى نصيب لاشخوران گردد - اگر لاشخورانى باقى بماند .
در اين بيانيه آمده است :
١ - « سيارهء ما بى ثبات است - موتور سوزانى است كه پيوسته در حال دگرگونى است . در حدود چهار ميليارد سال پيش زندگى بر سطح كرهء زمين آغاز گرديد و در محيط آن كه در معرض دگرگونىهاى ناگهانى و غير قابل پيش بينى قرار دارد ، رشد يافت . كشف انرژى رايگان موجود در زغال سنگ و نفت ( سوخت سنگواره اى ) از ٢٠٠ سال پيش انسان را قادر نمود كه بر كل سطح سياره سيطره يابد در مدت زمانى چنان كوتاه كه در باور نمى گنچد نوع بشر تقريبا مهمترين عامل ايجاد دگرگونى بدون برنامه ريزى و بىفكرانه در سطح قاره بوده است : سلطهء بشر بر طبيعت در طول تاريخ عواقبى سخت و بىمانند براى نوع بشر ارمغان آورده است » .
دو مسئله مربوط به اين جملات را به طور مختصر ذكر مى كنيم : مسئله يكم - آنچه كه در اين جملات بايد مورد دقت قرار بگيرد اينست كه دانشمندان گرد هم آمده در اين سمپوزيوم نخست اين تشخيص را دادهاند : هر چه كه بشر در اين كرهء زمين از نظر