ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - منطقهء يكم - ١٧١ من ١٨٧ و عوامل و وسايل و كانالهايى كه در حصول علم دخالت مى ورزند
هستند ببيند . اين يك اشتياق بسيار با ارزش است .
كاروان بسيار انبوه و ممتد مسير علم و معرفت كه مى خواهند صحنهء ذهن و كارگاه مغز خود را مانند آيينه در برابر واقعيات برنهند و همهء واقعيات با همهء ابعاد خود « آن چنانكه هستند » براى آنان روشن شوند .
< شعر > اى خدا بنماى تو هر چيز را آن چنانكه هست در خدعه سرا طعمه بنموده بما وان بوده شصت وا نما هر چيز را آنسان كه هست < / شعر > [١] ما در آغاز بحث براى تحقيق و ارزشيابى علم و معرفت در ارتباط با واقعيتهاى دو منطقهء اساسى را به طور مختصر متذكر مى شويم و سپس به شرح مبسوط آن دو مى پردازيم :
منطقهء يكم - « من » و عوامل و وسايل و كانالهايى كه در حصول علم دخالت مى ورزند « من » يا قطب ذاتى كه در پديدهء علم به عنوان ركن اول محسوب مى گردد ، همان مدير درونى است كه حيات و شئون حياتى انسان را در ارتباط چهارگانه ( ارتباط با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى ، با همنوعان خود ) تنظيم نموده و او را در وصول به اهدافى كه در دو قلمرو ماده و معنى انتخاب مى نمايد اداره مى كند . اين مقدار معرفى در بارهء « من » براى ورود به مبحث ما كافى است . البته مباحث بسيار فراوانى در بارهء « من » از ديدگاه علوم انسانى و فلسفه و مذهب وجود دارد كه فعلا از ديدگاه مباحث ما
[١] حكما و انسان شناسانى بزرگ بطور فراوان در ادبيات فارسى به انگيزگى تعقل و احساسات عميق ، عاليترين حكمت و جهان بينىها و انسان شناسىها را در شكل اثر هنرى براى بشريت تقديم كردهاند ولى ساده لوحان نمى توانند اين حقيقت را درك نمايند ، لذا گاهى كه عاليترين اصل و قانون علمى يا معرفتى به وسيلهء اثر هنر ، شعرى از آن بزرگان تاريخ علم و معرفت مورد استشهاد قرار مى گيرد ، به جهت عدم توجه به محتواى بسيار با ارزش اثر هنرى ، به خيال آنكه شعر نمى تواند واقعيتى را بازگو كند ، خود را از درك محتواى آن اثر محروم مى سازند . از اينجا است كه اگر كسى بگويد : مولوى شاعر است ، و مثنوى هم ديوان شعر است ، و محتواى اين كتاب ، هم يك مقدار مفاهيم شعرى ، به معناى معمولى آن است ، ما سخنى براى گفتن با اين ساده لوحان نداريم ، جز اين كه در بارهء آنان از خداوند سبحان مسئلت بداريم كه طعم حياتى تلاش براى پيش برد علم و معرفت را براى آنان بچشاند .