ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - ترجمهء خطبه صد و بيست و ششم
زيرا مردم بر دو قسمند : يا در دين با تو برادرند . « و يا در خلقت با تو برابرند . » آرى آن نابكاران نابخرد به على بن ابي طالب عليه السلام كه عدالت محض بود ، دستور مى فرمودند كه با اشباع خواستههاى خودكامانهء آنان و ظلم بر بينوايان به پيروزى برسد آن على كه مى فرمود : و اللَّه لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها على ان اعصى اللَّه فى نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلت ( سوگند بخدا ، اگر تمام روى زمين را با آنچه زير آسمان آنست بمن بدهند كه خداوند را در بارهء مورچه اى معصيت كنم كه پوست جوى را از دهان آن بكشم ، نمى كنم . ) همان على كه موقعى برادرش عقيل مقدارى گندم بيش از ديگران از بيت المال مى خواهد ، آهنى تفتيده به جسم وى نزديك مى كند و حرارت تلخ آن را بوى مى چشاند و مى گويد : اى عقيل ، تو از اين آتشى كه يك انسان با كار سطحى خود آنرا روشن نموده است فرياد برمى آورى و تاب تحمل آنرا ندارى ، پس چگونه مى خواهى من با ظلم به مردم ، آتش خدا را تحمل كنم عقيل با مشاهده اين گونه عدالت الهى از على دور مى شود ، مانعى جلو پاى عقيل نيست ، بگذار عقيل برود ، تا على عليه السلام در عرصهء تاريخ همانند مشعل فروزان در گذرگاه انسانهاى كمال طلب بدرخشد و نورافشانىها كند .
٥ ، ١٢ - لو كان المال لى لسوّيت بينهم ، فكيف و إنّما المال مال اللَّه ألا و إنّ إعطاء المال فى غير حقّه تبذير و إسراف و هو يرفع صاحبه فى الدّنيا و يضعه فى الآخرة ، و يكرمه فى النّاس و يهينه عند اللَّه ، و لم يضع امرؤ ماله فى غير حقّه و لا عند غير أهله إلَّا حرّمه اللَّه شكرهم ، و كان لغيره ودّهم . فأن زلَّت به النّعل يوما فاحتاج إلى معونتهم فشرّ خليل و ألأم خدين ( اگر مال از آن من بود ، همه مردم را در تقسيم آن مساوى در نظر مى گرفتم ، چه رسد باين كه مال قطعا مال خدا است آگاه باشيد كه عطاى مال در غير موردش افراط در خرج و اسراف است ، و اين افراط گرى و اسراف صاحبش را در دنيا بالا مى برد و در آخرت ساقطش مى نمايد . در ميان مردم عزيزش مى دارد و در نزد خدا پست و خوارش مى سازد . و هيچ كس مال خود را در مصرف ناحق و براى كسانى كه شايستگى آن مال را ندارند ، صرف نمى كند ، مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزارى همان مردم محروم مى نمايد ، و محبت آنان براى كس ديگر برقرار مى گردد . و اگر روزى پايش در حوادث روزگار بلغزد و به كمك آنان نيازمند شود ، بدترين دوست و لئيمترين رفيق محسوب