ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - پيشنهاد اين كه امير المؤمنين عليه السلام مى بايست در پذيرش حكميت بسرعت عمل كند ، يا ناشى از حماقت بوده است يا غرض ورزى
كفش چيست عرض كردم : قيمتى ندارد ، آن حضرت فرمود : سوگند بخدا ، همين كفش بىارزش براى من محبوبتر است از زمامدارى بر شما ، مگر اين كه حقى را بر پا بدارم يا باطلى را از بين ببرم . . . » آيا چنين شخصيتى براى آن زمامدارى كه در جملات بالا ارزيابى او را در بارهء آن ديديم ، حق را ناديده مى گيرد ١٣ ، ١٦ - أمّا قولكم لم جعلت بينك و بينهم أجلا فى التّحكيم فأنّما فعلت ذلك ليتبيّن الجاهل و يتثبّت العالم ، و لعلّ اللَّه أن يصلح فى هذه الهدنة أمر هذه الأمّة و ألا تؤخذ بأكظامها ، فتعجل عن تبيّن الحقّ ، و تنقاد لأوّل الغىّ . ( و اما اين كه مى گويند : چرا ما بين خود و آنان مدتى را براى حكميت قرار دادى جز اين نيست كه من اين تأخير را بدان جهت روا ديدم كه كسى كه بحقيقت او نادان است آگاه شود و اطَّلاع حاصل كند ، و كسى كه عالم به حقيقت امر است ، در دفاع از حق و اجراى آن مستحكمتر گردد . و باشد كه خداوند در اين آرامش ، امر اين امت را اصلاح نمايد و گلوى آن گرفته نشود تا در نتيجه پيش از آشكار شدن حق ، با شتابزدگى منحرف شود و از آغاز گمراهى مطيع ضلالت گردد .
پيشنهاد اين كه امير المؤمنين عليه السلام مى بايست در پذيرش حكميت بسرعت عمل كند ، يا ناشى از حماقت بوده است يا غرض ورزى ٤ - آيا شتابزدگى در مسئله اى كه تعيين كنندهء سرنوشت جوامع اسلامى آن دوران بود ، عاقلانه و مورد رضاى خداوندى بود اگر هيچ دليلى بر غرض ورزى يا حماقت خوارج ، جز همين پيشنهاد تعجيل در چنان امر حساس و سرنوشت ساز نبود ، كافى بود اثبات كند كه آن گروه يا عقل نداشتند و يا اخلاص ، زيرا دلائلى كه امير المؤمنين عليه السلام براى اثبات لزوم عدم تعيين وقت مشخص براى حكميت اقامه فرموده است ، پوشيده نبود مگر بر كسى كه يا واقعا انديشه و تعقلى نداشت و يا اين كه تعصب و خود كامگى بكلَّى صفا و خلوص انسانى را از وى سلب كرده بود . دلايل آن بزرگوار بدينقرار است : يك - مردم نادان بتوانند در آن مهلتى كه داشتند به تحقيق و بررسى بپردازند و تا آنجا كه بتوانند از حقيقت امر اطلاعى بدست بياورند و بفهمند كه خود كامگان غدّار روزگار مى خواهند با چه وسيله اى بكدامين هدف برسند بديهى است كه فقط با