ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٢ - اگر هم بر فرض خلاف واقع چنين فرض كنيم كه ارزشها را نتوانستيم در مجراى علم بمعناى معمولى آن در دوران ما مورد بررسى قرار بدهيم ، لازمهء چنين فرضى آن نيست كه ارزشها و معنويات مستند به اساس محكمى نيستند
بعنوان اصل موضوعى مورد پذيرش قرار مى گيرد ، ولى حقيقت عدد و اثبات آن در علمى ديگر مانند شناخت شناسى يا علوم مربوط به وجود ذهنى كه صورت مى گيرد در فلسفه و حكمت اسلامى مورد اهميت بسيار بوده و حتى در بارهء آنها كتابهاى متعدد نوشتهاند . ولى اصول بديهى مطلق يا بىنياز از اثبات مى باشند و يا غير قابل اثبات ، مانند اصل اين همانى ( آيدنتيتى ) از ديدگاه منطق . [١] ٣ - ضرورت استناد به حواس و عقل و وجدان - اين قضيه مسلم است كه هيچ يك از وسائل سه گانه مزبور براى ايجاد ارتباط علمى با واقعيات جهان هستى توانايى اثبات علمى ندارند . به اين معنا كه اگر از حواس بپرسيد كه بكدامين دليل علمى آنچه را كه شما ( حواس ) دريافت مى كنيد عين همان واقعيت است كه ما آنرا جستجو مى كنيم اگر حواس بگويند كه ما خودمان اين اعتبار را به خود مى دهيم كه آنچه را كه ما درك مى كنيم ، يا آنچه را كه ذهن بشر بوسيلهء ما درك مى كند ، عين واقعيات است ، اين پاسخ به حواس داده مى شود كه مگر شما حواس نيستيد كه با موضع گيريهاى مختلف بشرى در بارهء يك واقعيت تصويرهاى گوناگونى را به ذهن آدمى تحويل مى دهيد به عنوان مثال اجسام را از فاصلههاى دور كوچك مى بينيد و از فاصلههاى نزديك بزرگ مى بينيد . بلكه بطور كلى هر واقعيتى كه بوسيلهء شما حواس درك مى شود از ناحيهء شما تصرفى در معرفت حاصله از آن درك بوجود مى آيد . و آنگهى اگر فرض كنيم كه اين اعتراض وارد نباشد و ما در همهء موقعيتها و موضعگيرىها محسوسات را بيكنواخت ببينيم ، باز نمى توان حجت بودن درك شدههاى حواس را پذيرفت ، زيرا همان گونه كه ثابت شده است هيچ موضوعى نمى تواند با تكرار مدعا ( من هستم ) يا ( من قابل اعتبارم ) يا ( من حجت هستم ) آنرا اثبات كند . همين اشكال غير قابل حل در بارهء عقل انسانى هم وجود دارد . شما اگر براى يك لحظه هم كه شده عقل انسانى را پاى ميز
[١] اين كه گفتيم از ديدگاه منطق ، براى اينست كه از ديدگاه فلسفى اگر حركت را در همهء اجزاء هستى با استمرار كامل بپذيريم ، محال است كه يك واقعيت در عرصهء هستى از كوچكترين ذرات گرفته تا بزرگترين كهكشانها در دو لحظه در يك حال بماند ، لذا همين كه شما در قضيهء « انسان ، انسان است » تلفظ به كلمهء انسان را شروع كرديد ، اگر مفهومى كه از آن در ذهن داريد ، جنبهء برون ذاتى آن ( عينى ) باشد ، قطعى است كه تا آخرين حروف قضيه كه تلفظ خواهيد كرد تغيير خواهد يافت .