ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٨ - دخالت اختيار در حقايق ارزشى منافاتى با علمى بودن آنها ندارد
آزادى اراده در كارها نيز محروم مى سازند و آنانرا دست بسته به اسارت عوامل طبيعت و اقوياى خود محورى كه همواره به انسانها با نظر وسيله اى نگريستهاند در مى آورند .
٢ - هر اندازه مايه گيرى شخصيت انسانى از اصول و قواعد اخلاقى والاى انسانى كه اديان الهى هم مأمور تبليغ و ترويج آنها بودهاند ، سرچشمه بگيرد ، بهمان اندازه شخصيت آدمى اراده و موازنهء دو قطب مثبت و منفى كار را در مسير همان اصول و قواعد توجيه خواهد كرد ، و بالعكس ، هر اندازه كه شخصيت انسانى مايه گيرى خود را از عوامل و مبانى زشتىها و پليديها و خودمحوريها بگيرد آزادى اراده و توجيه دو قطب مثبت و منفى كار را در مسير همان عوامل و مبانى براه خواهد انداخت .
٣ - همواره در شخصيت انسانى نوعى نيروى تجدد و دگرگونى وجود دارد كه با بروز عواملى مناسب مى تواند به فعاليت افتاده ، با عواملى جديد و بىسابقه به فعاليت بيافتد . اين پديده را در علم النفس انقلاب روانى مى ناميم كه يك پديدهء استثنايى نيست و تاريخ بشرى از شخصيتهايى كه بجهت انقلاب روانى كارهاى بسيار بزرگى را انجام داده و حتى موجب دگرگونى جامعهء خود گشتهاند خاطرات فراوانى ثبت كرده است .
همين نيروى تجدد و دگرگونى در صورتى كه انسان نخواهد با تبعيت از هواهاى پوچ كنندهء خود آنرا از كار بيندازد ، همواره مى تواند بعنوان بهترين وسيلهء برخوردارى از آزادى اراده ( اختيار ) شخصيت را در نظاره و سلطه به دو قطب مثبت و منفى كار يارى نمايد . اين هم يك اصل علمى است كه براى صاحبنظران در علوم مربوط به شخصيت انسانى و نيروهاى آن ، بديهى و غير قابل ترديد است . با نظر به اين اصول علمى مى توانيم كارهاى اختيارى را كه ملاك ارزشها است در مجراى علمى قرار بدهيم . تنها چيزى كه مى ماند اينست كه ما نمى توانيم در همهء موارد با بدست آوردن وضع شخصيتى يك انسان بطور يقين بدانيم كه اين شخصيت در مقابل عوامل و انگيزههاى معين چه مقدار تحت تأثير قرار خواهد گرفت تا كار را با آن مقدار تعيين نماييم . ولى همان گونه كه در مثال يك جريان طبيعى ( ذوب شدن يك فلز با درجه اى معين از حرارت ) ملاحظه كرديم جهل ما به اين كه آيا ما مى توانيم آن مقدار از درجهء