ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٠ - هيچ متفكر اسلامى نمى تواند مطابق پندار بعضى از سطح نگران واقعيات عالم هستى را بعنوان يك عده موجوداتى كه همهء حقايق و ابعاد و سطوح آنها را در همان پديدهها و اشياء منحصر مى دانند كه در ارتباطات حسى آنها را درك مى كنند و ماوراى آنچه را كه با حواس درمى يابند منكر و يا ناديده مى گيرند تلقى نمايد
پر معناى عالم وجود و عظمت هستى خود انسان اين نتيجه قطعى را گرفته است كه :
< شعر > كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى < / شعر > و از نظارهء دقيق در همين عالم كه « به زين نتوان رقم كشيدن » است كه به اين نتيجهء منطقى و وجدانى والا مى رسيم كه :
< شعر > تا مايهء طبعها سرشتند ما را ورقى دگر نوشتند < / شعر > « بايد متوجه باشيم كه هيچ عاقلى تاكنون نگفته است كه از نظاره به قانونمندى و شكوه هيجان انگيز عالم هستى تكاليف مذهبى و بايدهاى حقوقى و اخلاقى خصوصى نتيجه گيرى مى شود ، يعنى هيچ كس نگفته است كه از حكمت و شكوهى كه در عالم هستى مشاهده مى شود ، ما بايد بفهميم كه بايد نماز صبح را دو ركعت خواند . » اين يك مسئله بديهىتر از آنست كه به ذهن يك انسان عاقل خطور كند كه مى توان از آيات الهى در عرصهء هستى تكاليف مشخص حقوقى و اخلاقى و مذهبى را استنتاج نمود . زيرا همه مى دانند كه هر يك از اقوام و ملل دنيا در هر دوره اى از ادوار تاريخ براى خود ، قضاياى تكليفى حقوقى و مذهبى و اخلاقى مشخصى داشته و هيچ يك از آنها هم براى اثبات مدعاى خود در بارهء آن قضاياى « بايد و شايد » به قانونمندى و آيات بودن عالم هستى استدلال ننموده است . آنچه كه مطرح است اينست كه نظم شگفت انگيز و قانونمندى و شكوه خيره كنندهء هستى براى انسانهاى آگاه بخوبى اثبات مى كند كه اگر - چنين است :
< شعر > قطره اى كز جويبارى مى رود از پى انجام كارى مى رود < / شعر > يعنى وقتى يك انسان عاقل و هوشيار مى بيند كه از ناچيزترين موجودات گرفته تا كيهان بزرگ با يك نظم و حكمت خيره كننده مشغول كار و تكاپو است ، قطعا مى فهمد كه او نيز بايد كارهايى را بدانجهت كه در اين كارگاه آهنگدار و پر معنى زندگى مى كند ، انجام بدهد ، نه تنها از آن جهت كه بدون آن كارها نمى تواند تنفسى داشته باشد و حياتش با مخاطره روبرو خواهد گشت ، بلكه از آن جهت كه وجود خود را كه بالاتر و با عظمتتر از قطره اى مى بيند كه براى گرديدن تكاملى در جويبار در حركت است اين استدلال و احتجاج را با خويشتن مى كند كه آيا اين حكمت سترگ