ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٥ - و از خطبه ايست از آن حضرت در ذكر پيمانهها و ابزار سنجشها
راجِعُونَ » ) * « ظهر الفساد » ، فلا منكر مغيّر ، و لا زاجر مزدجر . أ فبهذا تريدون أن تجاوروا اللَّه في دار قدسه ، و تكونوا أعزّ أوليائه عنده هيهات لا يخدع اللَّه عن جنّته ، و لا تنال مرضاته إلَّا بطاعته . لعن اللَّه الآمرين بالمعروف النّاركين له ، و النّاهين عن المنكر العاملين به و از خطبه ايست از آن حضرت در ذكر پيمانهها و ابزار سنجشها ( اى بندگان خدا ، در اين دنيا شما و هر آنچه كه از اين دنيا آرزو مى كنيد اقامتى موقت داريدوام داريد مورد مطالبه ، مدت عمر شما رو به كاهش است و هر عملى كه انجام مى دهيد در مجراى ضبطبسا تلاشگرى كه تباه گرديدو تكاپوگرى كه در خسارت افتادشما در زمانى قرار گرفتهايد كه بر اعراض مردم از خير و روى آوردن آنان به شرّ مى افزايد [ همچنان ] طمع شيطان براى گمراه ساختن مردم رو به زيادت استهم اكنون روزگار تقويت شدن وسائل آن خبيث نابكار براى تباه ساختن فرزندان آدم استو فراگير شدن نيرنگ بازى و سلطهء او بر شكارش . نظرى به هر طرف از مردم كه بخواهى بيندازآيا خواهى ديد - جز فقيرى كه با فقر و تنگدستى سخت دست به گريبان استيا دولتمندى كه نعمت خداوندى را مبدل به كفر نموده يا بخيلى كه بخل و امتناع از ايفاى حق خداوندى را فراوانى ثروت تلقى نموده استيا گردنكشى كه در گوشش از شنيدن پندهاى سازنده سنگينى است .
كجا رفتند اخيار و مردم نيكوكار شما و كجايند آزادگان و رادمردان شماو كجا رفتند آنانكه در داد و ستدهاى خود نهايت پرهيزكارى را داشتندو در راه و روشهاى خود از پاكيزگىها برخوردار بودندآيا نه چنان است كه آنان از اين دنياى پست رخت بربستندو از اين گذرگاه موقت و تيره درگذشتندو شما در ميان جمعى از مردم پست و دون صفت مانديد كه بجهت پستى آنان و لزوم اعراض از ذكرشان ، لبها براى توبيخ آنان بهم نمى خورند « پس ما از آن خداييم و بسوى او برميگرديم » فساد شايع گشته است ، نه منكرى براى فساد است كه زشتىها را تغيير دهد ، و نه بازدارنده اى از پليديها [ كه از ارتكاب آنها جلوگيرى نمايد ] ( شگفتا ) با اين حال ، مى خواهيد در عالم قدس به