ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٧ - تحمل نتايج مخالفت با ارزشها ، دليل آن نيست كه ارزشها داراى واقعيت علمى نيستند و در نتيجه نمى توانند به عنوان مسئلهء علمى تلقى شوند
انعكاس و دريافت ، در صحنهء ذهن و كارگاه مغز اين شخص تحقق يافته است بطورى كه اگر بنا شود كه امروز همهء پديدهها و فعاليتها و تأثير و تأثرهايى كه اين شخص دروغگو در ارتباط با خويشتن و جهان عينى و همنوعان خود داشته است را مورد بررسى قرار بدهند و آنها را دقيقا شمارش و تحقيق علمى نمايند يكى از آنها اين است كه در ذهن شخص مفروض يا در هر بعدى از كارگاه مغز او اين قضيه دريافت شده بود كه « دوست او مرتكب جنايت شده است » . حتى اگر امكان داشت امروز كه شخص مفروض دروغ مزبور را گفته است ، مى توانستيم همهء حوادث و جرياناتى را كه در كيهان بزرگ عالم طبيعت بوقوع پيوسته است مورد مطالعه و بررسى قرار بدهيم ، يقينا يكى از آن حوادث و جريانات همين قضيه است كه « دوست شخص دروغگو مرتكب جنايت شده و اين شخص در ذهن خود آنرا دريافت و منعكس نموده است . » ٣ - اگر فرضا براى منعكس ساختن قضيهء مزبور در مغز ، مقدارى معين انرژى لازم بوده است ، قطعا آن انرژى هم بدون كم و زياد صرف شده است .
٤ - دروغگو براى ابراز خلاف آنچه كه مورد اعتقادش بود ( يعنى مرتكب جنايت دوست او بوده است نه كس ديگر ) ، مقدارى با وجدان خود گلاويز گشته تا آنچه را كه در درون داشته است سركوب نموده و توانسته است خلاف آن واقعيت را ابراز نمايد . البته اين جريان براى اشخاصى مانند سياستمداران ماكياولى وجود ندارد ، زيرا آنان براى ابراز خلاف واقع دچار كشمكشهاى درونى نمى گردند . آنان واقعيتها را به حسب موقعيتها و اهدافى كه در نظر مى گيرند متغير مى بينند و هيچ ثابتى براى آنان جز لزوم وصول به هدفى كه مى خواهند ، قابل طرح نمى باشد ٥ - اين كه يك موجود به وسيلهء موجودى قوىتر از پاى درمى آيد و از بين مى رود دليل آن نيست كه موجود ضعيف وجود نداشته و وجود او قراردادى و اعتبارى بوده است همان گونه كه عامل نابود كنندهء موجود ضعيف ( نيرو و اراده و تصميم تو براى نابود كردن موجود ضعيف ) [ مانند يك مورچه ] واقعيت داشته و اعتبارى و قراردادى نبوده است ، همچنان واقعيت وجودى آن موجود ضعيف .
شما موقعى كه يك مورچه را زير پا گذاشته و او را با خاك يكسان مى كنيد