ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٧ - معمولا اشتياق و هدفگيريهاى اصلى انسانها در جريان به دست آوردن معرفت و علم
معرفت هرگز به فعليت نخواهد رسيد ، بنا بر اين ، معرفت ، يا حد اقل بروز آن در انسانها مبتنى بر دو ركن اساسى است كه « من » و « جز من » ناميده مى شوند .
معمولا اشتياق و هدفگيريهاى اصلى انسانها در جريان به دست آوردن معرفت و علم « درك واقعيتها » است آن چنانكه هستند ، بدون دخالت هيچ چيزى ديگر در آنچه كه به دست آوردهاند . يعنى انسانها بطور جدّى مى خواهند خود واقعيات را بدون بازيگرى و دخالت از طرف عوامل و وسائل و كانالهايى كه در اختيار منطقهء « من » مى باشند درك و دريافت نمايند .
با نظر به تلاشها و هدفگيريهاى اصلى انسانها در ارتباط با جهان هستى براى تحصيل علم و معرفت در بارهء آن ، كاملا واضح است كه همهء آنان مى خواهند با كمال آگاهى و بطور همه جانبه با خود واقعيات « چنانكه هستند » ارتباط برقرار نمايند . مى توان گفت نه تنها متفكران و صاحبنظران در علوم و فلسفهها بطور جدى مى خواهند كه از اختلاط واقعيتها با امورى كه از منطقهء عوامل درك وارد صحنه مى شوند جلوگيرى نموده و واقعيت را به دور از هر ناخالصى درك و دريافت نمايند ، بلكه حتى مردم معمولى نيز با شعور فطرى ناب كه دارند ، مى خواهند آنچه را كه مورد ارتباط علمى و معرفتى آنان قرار مى گيرد ، از همهء امور خارج از خود واقعيت بر كنار باشد . روايتى كه به حضرت رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نسبت داده شده است در اشتياق به وصول علمى خالص بر همهء واقعيتها چنين است : اللهم ارنى الأشياء كما هى ( خداوندا ، اشياء را آن چنانكه هستند براى من ارائه فرما . ) ابياتى را كه شما ذيلا مى خوانيد با اين كه در قالب و شكل شعرى گفته شده است ، ولى با توجه به هدفگيرى و آرمان اصلى همهء متفكران و صاحبنظران قرون و اعصار ، اساسىترين مسئله را در بارهء علم و معرفت مورد توجه قرار داده و در حال نيايش كه از جدىترين حالات يك انسان آگاه است اشتياق خود را به تماشاگرى خالص ( دريافت واقعيات آن چنانكه هستند ) ابراز داشته و از خدا مى خواهد كه در مسير تلاش و تكاپو در اين دنيا توفيقى براى وى عنايت شود كه همهء واقعيتها را آن چنانكه