ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - قسم دوم
اين اخلاق تابو اينست كه در آن سرزمين روزى بعضى از افراد قبيله در سر سفره اى كه رئيس قبيله مشغول غذا خوردن بود ، دست به همان ظرف مى برد كه رئيس از آن غذا مى خورد ، در همين موقع سيلى تند سرازير مى گردد و موجب ضرر فراوان بر آن قبيله مى شود . از آن زمان « اخلاق تابو » مزبور ( ممنوع بودن خوردن غذا از آن ظرفى كه رئيس قبيله از آن ، غذا مى خورد ) رايج شد و به صورت يك قانون ضرورى تلقى گشت .
در صورتى كه در اين مورد ، دو حادثهء همزمان واقع شده است ( غذا خوردن يك فرد عادى از ظرف مخصوص رئيس قبيله و جارى شدن سيل تند ) بدون اين كه ما بين آن دو حادثه رابطهء عليت وجود داشته باشد . از اين قبيل است همهء آن گونه ارزشها كه به هيچ منشاء و ملاك واقعى در دو قلمرو ماده و معنى متكى نباشد . و موارد اين گونه ارزشها با اقسام و اشكال مختلف و با علل و كميتهاى گوناگون در ميان اقوام و ملل جريان دارد ، اگر چه ممكن است صاحبنظران هر سرزمينى در صدد آن برآيند كه براى آن قضاياى مقبوله علل و ملاكهايى معقول بتراشند . البته مى توان گفت اين گونه ارزشها از نوع قراردادهاى جمعى نيستند ، يعنى چنان نيست كه جمعى از مردم يك سرزمين دور هم جمع شوند و با در نظر گرفتن مصالحى اگر چه موقت و محدود باشد ، براى هميشه چنين قضيه اى ( ممنوعيت غذا خوردن يك فرد عادى از ظرف غذا خورى رئيس قبيله ) را به عنوان يك قضيهء اخلاقى تثبيت نمايند ، و آنرا يكى از ارزشها محسوب نمايند .
قسم دوم - ارزشهاى فرهنگى اقوام و ملل است كه كم يا بيش از دانشها و بينشها و عناصر هنرى و امور طبيعى و سياسى و حقوقى و صنعتى و غيره بهره ور مى باشد . بدانجهت كه فرهنگهايى كه در جوامع اقوام و ملل مزبور بروز مى كنند از عوامل دانشها و بينشها . . . برخوردارند ، لذا بيش از فرهنگهاى اقوام ابتدائى از اخلاقيات و ارزشهاى تا بوئى بر كنار و از اخلاقيات و ارزشهاى مستند به واقعيات اصيل بهره مند مى باشند مانند عيد نوروز در سرزمين ايران كه چند روز مردم ايران در