ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٢ - نوع دوم - ارزشهاى مستند به واقعيات و بيان ملاك اين استناد
علت يكم - تزاحم با زندگى انسانها موجب انتقام شخصى و يا كيفر قانونى مى گردد .
علت دوم - احساس عميق ناراحتى و شكنجهء وجدانى ، كه البته اين علت مخصوص انسانهاى رشد يافته اى است كه داراى وجدان تكامل يافته مى باشند .
ممكن است در اين مورد گفته شود : اين دو علت نمى توانند ضرورت لزوم مراعات حق كرامت و عظمت و شرف و حيثيت انسانها را به حد يك ضرورت علمى محض برساند ، زيرا ما بطور فراوان مى بينيم كه دو علت مزبور در برابر ارادهء انسانى كه نمى خواهد حق مزبور را مراعات نمايد خنثى و بىاثر مى گردد . اين سؤال داراى پاسخ روشنى است ، و آن اينست كه لازمهء بىاعتنايى به دو علت مزبور ، اثر هستى و نيستى تزاحم با زندگى انسانها را يكى نمى كند ، يعنى چنان نيست كسى كه مزاحم زندگى انسانها گشته است ، انتقام شخصى كسى كه مورد مزاحمت او قرار گرفته است ، يا كيفر مقرر قانونى صدمه و ضررى بر جان يا روان يا شخصيت او وارد ننمايد ، زيرا انتقام يا كيفر قانونى يك خصومت ، بهر شكل هم كه باشد ناگوار و ناراحت كننده خواهد بود . نهايت اينست كه شخص مزاحم با مقاومت در برابر انتقام يا كيفر قانونى ، آن دو را تحمل مى نمايد . اگر هم فرض كنيم كه شخص مزاحم به آن اندازه بىخيال و بىاعتنا به آنچه كه در بارهء وى انجام مى گيرد ، بوده باشد كه گويى : اصلا هيچ صدمه و ضررى براى او چه به عنوان انتقام شخصى ، و چه از راه كيفر قانونى بر او وارد نشده است ، باز موجب تساوى هستى و نيستى آن انتقام و كيفر نخواهد بود ، زيرا تحمل درد و بوجود آوردن مقاومت در اعصاب تا سرحد لجاجت [ كه مى تواند از نيروهاى روانى استفاده كرده و در برابر سختترين شكنجهها تأثرى از خود نشان ندهد ] ، غير از آنست كه انتقام و كيفر تأثيرى در چنان شخص مقاوم نكرده است .
حتى ما مى توانيم از ديدگاه علمى كميت انرژيهايى را كه براى بوجود آوردن و ادامهء لجاجت و مقاومت مستهلك ساخته است ، با مقياسات مناسب محاسبه نماييم . از طرف ديگر مى توانيم اين آزمايش علمى را هم در بارهء او بوجود بياوريم كه در موقع مقاومت و پافشاريهاى روانى كه آن شخص انجام مى دهد ، عواملى را بوجود بياوريم و از تمركز قواى دماغى او براى ايجاد مقاومت در مقابل دردهاى جسمانى و روانى او بكاهيم ، خواهيم ديد به اندازهء آن