ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - عامل دوم - منشهايى كه براى اغلب شخصيتهاى انسانى به وجود مى آيند
علوم انسانى بسيار فراوان است رنگ آميزى نمايند .
عامل دوم - منشهايى كه براى اغلب شخصيتهاى انسانى به وجود مى آيند .
منش عبارتست از نوعى عنصر فعال در حوزهء « من » كه مى تواند فعاليتهاى « من » را توجيه و سمت حركت آنها را تعيين نمايد . مانند منش هنرى ، منش قضايى ، منش سياسى ، منش روحانى ، منش نظامى ، منش مديريت و غير ذلك . گاهى رسوخ منش در درون آدمى به حديست كه گويى مالك خود « من » است و لذا تأثير آن در كميت و كيفيت معرفت ، قابل توجه ميباشد . كسى كه داراى منش هنرى است ، در تفسير و توجيه معرفتى كه بدست مى آورد ، احساس هنرى خود را در مقدمات يا مختصات يا نتايج و گاهى در همهء آنها دخالت مى دهد ، و آن كسى كه داراى منش قضائى است ، فضاى درونش پر از احساس « بايد » و « نبايد » و « حق » و « حكم » و « قانون » و « اتهام » و « برائت » و غير ذلك از مفاهيمى است كه باردار حقوقى مى باشند و همچنين ساير منشها .
تفاوت ميان عامل اول كه پالايشگاه « من » است و عامل دوم كه عبارت از منشها است ، در اينست كه منشها در معرفت هستند به يك عامل است كه منش شخص است و لذا با شناخت منش يك انسان مى توان طرز برداشت معرفتى او را در بارهء واقعيات حدس زد ، در صورتى كه عناصر فعال در سطوح « من » ممكن است متنوع بوده باشد ، در اين صورت عاملى كه در معرفت تأثير مى گذارد ، حقيقتى است محصول تأليف و تفاعل آن عناصر فعال . فرض كنيم عناصرى كه در سطوح « من » يك انسان مشغول فعاليتاند و مانند اجزاء يك پالايشگاه ، معرفت در بارهء واقعيات را تصفيه نموده و هويت خاصى به آن مى بخشند ، عبارتند از عشق به آگاهى و تحرك احساساتى ، در اين صورت هر معرفتى كه در درون چنين انسانى بروز نمايد ، آن معرفت در معرض افزايش آگاهى و روشنايى به آن بوده و اجزاء تشكيل دهنده و مجموع آن معرفت به اضافهء داشتن موضوع خود ، محرك احساسات ، يا بوجود آورندهء شرائط يا عامل اشباع آن خواهد بود . و همين دو عنصر به جهت اختلاف موضوعهايى كه با آگاهىهاى شخص روشن ميشوند ، ممكن است نتايج ديگر ببار بياورند .