ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٩ - در هر گاهى از برهههاى تاريخ روگرداندن خير و كمال از انسانها شايع مى گردد ، و روى آوردن شر به آنان افزايش مى يابد
در هر گاهى از برهههاى تاريخ روگرداندن خير و كمال از انسانها شايع مى گردد ، و روى آوردن شر به آنان افزايش مى يابد .
< شعر > رگ رگ است اين آب شيرين و آب شور در خلايق مى رود تا نفخ صور < / شعر > گاهى مى شود كه تاريخ حد اقل در گوشه اى از صحنههاى زندگى بشرى شاهد انسانهايى ميباشد كه خير و كمال در دلها و پيشانىهاى مردم آن صحنهها درخشيدن مى گيرد و گويى دنيا در صدد اداى دينى كه به فرزندان خود دارد ، بر مى آيد ، اين دين عبارتست از ارائه اصول انسانى براى آنان باشد كه يأس و نوميدى مطلق دمار از روزگارشان بر نياورد و حدّ اقل در برهه اى از تاريخ و گوشه اى از صحنههاى زندگى نالهء هميشگى :
< شعر > سينه مالامال درد است اى دريغا مرهمى جان ز تنهايى به لب آمد خدايا همدمى < / شعر > را كنار گذاشته ، ترانهء :
< شعر > بگذر از باغ جهان يك سحر اى رشك بهار تا ز گلزار جهان رسم خزان برخيزد < / شعر > را سر بدهند .
اين يك حقيقت غير قابل انكار است كه اگر شكوفايى انسانيت انسانها در هر گاهى از برهههاى تاريخ در گوشه يى از عرصهء زندگى آدميان در عده اى از اشخاص مشاهده نمى شد ، دنيا بصورت ظلمتكده اى بر مى آمد كه زندگى در آن ناگوارتر از آن مى شد كه بتوان تصور نمود . اين شخصيتهاى به ثمر رسيده چه خدمت بزرگى به حيات انسانها و استمرار آن انجام مى دهند . و بهر حال ، متأسفانه اكثريت زمانها و صحنهها و عرصههاى زندگى بشرى با اختلافاتى در كميت و كيفيت ميدان تاخت و تاز شر و شرپرستان ميباشد . علل و انگيزههاى اين تيره روزيها را در كوتاهى تعليم و تربيت و ارشادهاى حقيقى و تباهى مبانى طبيعى و فرهنگى زندگى انسانها بايد جستجو كرد . با اين تاريخى كه ما در پشت سر گذاشتهايم و با رواج اين گونه سود پرستىها و لذت گرايىها و گسيختن هويت زندگى آدميان از اصول ماوراى طبيعى كه يگانه عامل تفسير و توجيه حيات انسانها در اين دنيا ميباشد . همواره شناسنامهء انسانها را به ترتيب زير خواهيم نوشت :