ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - مبانى اخلاقى مشاركت و هماهنگى مردم مجتمع در كارهاى اجتماعى
بود . حال ببينيم مبانى اخلاقى مشاركت و هماهنگى مردم مجتمع در كارهاى اجتماعى چه معنى دارد كسى كه ضرورت مشاركت و هماهنگى مزبور را ناشى از اين علت بداند كه زندگى اجتماعى بدون مشاركت و هماهنگى امكان پذير نيست و به حكم ضرورت مزبور ، شركت در هميارى و هماهنگى در كارهاى اجتماعى نمايد ، چنين كسى در كارهاى خود بطور مجبور عمل مى كند ، و او از بدست آوردن ارزشهاى اخلاقى محروم است ، چنانكه تنفس براى ضرورت زندگى ، امرى است جبرى و داراى هيچ ارزشى نيست . بنا بر اين براى اين كه يك حركت دسته جمعى براى مصالح اجتماع ، انگيزهء اخلاقى داشته و از ارزش برخوردار باشد ، بايد به وجدان كمال جو كه متفكران بعضى از جوامع آن را وجدان اخلاقى مى نامند مستند بوده باشد و ما مى دانيم كه وجدان اخلاقى همواره در پرتو معرفت به اصل و قانون حركت مى كند ، چنانكه قطب نما با قانون مربوط به صفحهء خود حركت مى كند و قطب را نشان مى دهد ، لذا هر فرد و جمعى كه بخواهد با مبناى اخلاقى در مشاركت و هماهنگى در كارهاى اجتماعى حركت كند ، بايد دو موضوع را مانند دو ركن اساسى حركت اخلاقى در مشاركت و هماهنگى داشته باشد : موضوع يكم - درك و معرفت عظمت نوع انسانى و اين كه قدم برداشتن و كار براى برطرف كردن نيازهاى اين نوع ، محبوبيت خود را از ذات وجدان كه عاملى براى فطرت است كسب مى كند .
موضوع دوم - اراده و تصميم جدى براى حركت در مسيرى است كه وجدان آگاه آنرا براى پيمودن به سوى خدمت شايسته به انسانها هموار و روشن ساخته است . البته عامل اعتبار اين وجدان اخلاق و مذهب است چنانكه در مبحث آينده اثبات خواهد گشت .
اگر مشاركت و هماهنگى مردم براى تحقق بخشيدن به مصالح اجتماع و بر طرف كردن عوامل مزاحم از زندگى اجتماعى مستند به مذهب و وجدان الهى نباشد ، همان مشاركت زنبوران عسل و موريانهها براى زندگى جمعى خود مى باشد .
اگر بذل مساعى و صرف انرژيهاى فكرى و عضلانى براى تنظيم زندگى اجتماعى مستند به مذهب و وجدان الهى نباشد ، اگر چه ممكن است در تحقق بخشيدن به وسائل