ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - امير المؤمنين عليه السلام به جهت معرفت والايى كه به واقعيات داشت و به جهت وارستگى از هوى و هوس و خود خواهىها هر يك از دو طرف ( پذيرش و عدم پذيرش حكميت ) را مى توانست انتخاب فرمايد
براى پذيرش حكميت تحريك نمايند و آنانرا در مقابل امير المؤمنين عليه السلام قرار بدهند . يكى از دلايل مهم اين نظريّه اصرار همان مردم به حكميت ابو موسى اشعرى از طرف آن حضرت است كه كج فكرى و انحراف وى از آن حضرت روشنتر از آن است كه نيازى به اثبات داشته باشد . با اين كه آن حضرت اصرار به حكميت عبد اللَّه ابن عباس مى فرمود ، زيرا بديهى بود كه ابن عباس هم از نظر علمى و هم از جنبهء سوابق در اسلام [ و همچنين شناخت امير المؤمنين عليه السلام و ياران پاك و رشد يافتهء او را ، و معاويه و عمر و عاص و پيروان خود باخته و دنيا پرست آنان را ، ] با ابو موسى به هيچ وجه قابل مقايسه نبود . بنا بر اين ، اصرار ساده لوحان و خود باختگان سپاهيان امير المؤمنين عليه السلام بوسيلهء جاسوسان نابكار معاويه در بارهء حكم بودن ابو موسى ، بىشباهت نبود به اصرار بعضى از شخصيتهاى صدر اسلام به حكميت عبد الرحمن بن عوف در انتخاب زمامدار از اعضاى شوراى ششگانه كه تعيين شده بودند .
٢٥ ، ٢٨ - و اللَّه لئن أبيتها ما وجبت علىّ فريضتها ، و لا حملَّنى اللَّه ذنبها . و و اللَّه إن جئتها إنّى للمحقّ الَّذى يتّبع ، و إنّ الكتاب لمعى . ما فارقته مذ صحبته ( و سوگند بخدا ، پذيرش حكميت در حالى كه اگر من از آن خود دارى مى كردم براى من واجب نبود تا احكام الزامى آن ، مرا ملزم نمايد ، و در صورت مخالفت خداوند گناه ترك واجب را بر عهده من بگذارد . و سوگند بخدا ، اگر حكميت را مى پذيرفتم ، باز بر حق بودم و لازم بود كه از من پيروى شود ، و قطعا كتاب خداوندى با من است ، از موقعى كه با آن دمساز شدهام ، از آن جدا نگشتهام ) .
امير المؤمنين عليه السلام به جهت معرفت والايى كه به واقعيات داشت و به جهت وارستگى از هوى و هوس و خود خواهىها هر يك از دو طرف ( پذيرش و عدم پذيرش حكميت ) را مى توانست انتخاب فرمايد .
در اين مورد سؤالى مطرح است كه عده اى از شارحان نهج البلاغه به آن متوجه شدهاند . از آن جمله محقق مرحوم هاشمى خويى است . سؤال اينست كه در بروز غوغاى حكميت ، امير المؤمنين عليه السلام با كمال تأكيد و اصرار ، از پذيرش حكميت امتناع مى فرمودند و سپس با اصرار ناآگاهان ساده لوح و با تحريكات پشت پرده اى سر سفره نشينان معاويه ، حكميت را پذيرفتند و در هر دو حال ، امير المؤمنين