ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - در آن هنگام كه موضوع علم مربوط به خود انسان بوده باشد ، دخالت منطقهء ١٧١ من ١٨٧ و عوامل و وسايل و كانالهاى درك كه در اختيار دارد ، در علم و معرفت به واقعيات براى خود ( جز ١٧١ من ١٨٧ ) شديدتر مى گردد
قسم دوم
قسم دوم - از هدف گيريها و توجيهات ناشى از خواستههاى درونى و آرمانهايى است كه در مغز انسان جويندهء علم و معرفت مى باشد . اين خواستهها و آرمانها ممكن است در يكى از دو صورت عمل نمايند :
صورت يكم
صورت يكم - بطور مستقيم در هدف گيريهاى بازيگرانهء انسان دخالت مى نمايند . مى توان گفت اين گونه دخالت و تصرف اگر با علم و آگاهى انجام بگيرد يعنى جويندهء علم و معرفت بداند كه در درون او عواملى وجود دارد كه در ارتباط او با واقعيات براى خود تأثير خواهد داشت ، ولى او آن عوامل را نه تنها مضر به علم و معرفت واقع بينانه خود نمى داند بلكه آنها را موجب صحت و استحكام معلومات خود نيز تلقى مى نمايد ، چنين جويندگانى اگر مقدار ارزش دلايل خود را با مدعايى كه براه مى اندازند مراعات نمايند ، اگر چه بعدها خلاف واقع بودن آنها كشف شود انسانهاى پليد و بازيگران غرض ورز تلقى نمى شوند .
صورت دوم
صورت دوم - موارديست كه آن عوامل در درون انسان جويندهء علم و معرفت بدون اين كه مورد آگاهى قرار بگيرند ( يعنى بطور ناخودآگاه ) فعاليت مى نمايند ، اگر اين ناآگاهى به قدرى شديد باشد كه آن بررسى كننده به هيچ وجه نتواند آن را بر طرف بسازد در اين صورت دخالت و تصرف آن عوامل ، حالتى جبرى پيدا كرده و براى جستجوگر رهايى از تأثيرات آنها بسيار دشوار خواهد بود ، در اين صورت هم اگر بعدها خلاف انديشههاى چنين شخصى ثابت شود ، بايد وجدان علمى او را مورد بررسى قرار داد كه آيا وجدان او هيچگونه تقصيرى در بروز آن عوامل در درون شخص متفكر سراغ ندارد قسم سوم
قسم سوم - دخالت دادن انديشهها و خواستههاى غرض ورزانه در معرفى و توصيف واقعيات و پيگيرى از ابعاد منفى واقعيات ( با داشتن ابعاد مثبت ) در شئون انسانى . به عنوان مثال انسانها هر دو بعد تنازع و تعاون در بقاء را از خود نشان مى دهند ، يعنى در انسانها هر دو بعد : منفى ( تنازع در بقاء ) و مثبت ( تعاون در بقاء ) و نوع دوستى خارج از مجراى خودپرستىها و سوداگرىها وجود دارد ، با اين حال ، يك انسان متفكر تنها آن بعد منفى او را كه عبارتست از تنازع در بقاء به عنوان تمام ماهيت انسان براى افكار مردم عرضه مى كند و با كمال بىخيالى در بارهء اين كه او تنها يك جهت از انسان را مطرح نموده است خود را انسان شناس تلقى مى نمايد ، و به اصطلاح براى خود