ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - در آن هنگام كه موضوع علم مربوط به خود انسان بوده باشد ، دخالت منطقهء ١٧١ من ١٨٧ و عوامل و وسايل و كانالهاى درك كه در اختيار دارد ، در علم و معرفت به واقعيات براى خود ( جز ١٧١ من ١٨٧ ) شديدتر مى گردد
ناگهان مجسمهء واقعى على بن ابي طالب عليه السلام با دست كسانى مانند شبلى شميل ، ( ها در ميدان فرهنگ بشرى يا سر راه كاروانيان انسانى نصب مى شود كه هيچ گونه تعصبى و طرفدارى خاصى از آنان در بارهء على عليه السلام معقول نبوده است ، جز حقيقت و آن واقعيت خيره كننده كه در ذات مبارك آن حضرت بود .
او شبلى شميل ، مردى مادى بود و نمى توانست با امور معنوى و ذوقى ادبى ، واقعيات را مورد مطالعه و بررسى قرار بدهد . او مى گويد : « امام على بن ابي طالب ، بزرگ بزرگان ، نسخه ايست يگانه ، نه شرق و نه غرب صورتى مطابق اصل اين نسخه نديده است ، نه ديروز و نه امروز . » [١] يك مثال ديگر براى توضيح مقصود خود در اين مورد مى آوريم : و آن اينست : آنچه كه همهء مطالعات و تجارب علمى و دريافتهاى فلسفى و سرگذشت بشرى در امتداد تاريخ نشان داده است ، اينست كه انسان موجوديست داراى دو ركن اساسى يا دو بعد يا دو حقيقت اصيل : يكى از اين دو ركن عبارتست از جنبهء مادى او كه تسليم مجراى قوانين طبيعى بوده و نمى توان آنرا در خارج از قلمرو ماده و ماديات مورد مطالعه و بررسى قرار داد .
دومين ركن اين انسان عبارتست از جنبهء معنوى و روحانى او كه هر اندازه هم بخواهيم آنرا با اصطلاح بافىها و چشمبندىها ناديده بگيريم ، نتيجه اى جز اين كه خود و مردم ديگر را فريب بدهيم بدست ما نخواهد آمد . حال در سرگذشت علمى و فلسفى اين دو بعد مى نگريم ، مى بينيم اشخاصى پيدا شدهاند كه يكى از آن دو ركن را اصيل تلقى نموده و در نتيجه ركن ديگر را نه تنها از اصالت انداختهاند ، بلكه با قيافهء انكار جدى ركن ديگر را منفى قلمداد نمودهاند همان گونه كه در اوايل همين بحث بيان نموديم ، اگر اينان به جهت محدوديت اطلاعات و موضع گيريهاى جبرى و ساير عوامل خارج از اختيار خود مرتكب افراط و تفريط در تعيين اصالت هر يك از دو ركن مزبور بوده باشند ، اشكالى در فرهنگ بشرى ايجاد نمى گردد ، زيرا صداقت و بى غرضى آنان بالاخره براى آگاهان روشن مى گردد و اين آگاهان مى توانند تاريخ را
[١] صوت العدالة الانسانية تأليف جرج جرداق چاپ بيروت ص ١٦