ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - ١٥ - ١٧١ پراكندگى و تجزيهء وحدت ميان جسم - ذهن - روح ناشى از تأكيد زياد و بيش از حد بر يكى از اين سه عنصر است
هموطنان خود را در معرض آزار و غارت اموال قرار مى داديم . هم اكنون آن انسانهايى را كه بعلت جبر ماشينى زندگى ، خودخواهى را فراموش نمودهاند ، به يك نوع محيطهايى انتقال بدهيد كه جبر ماشينى قوانين زندگى در آنجا حكمفرما نيست ، و مردم در آن محيطها با ارادههاى شخصى و آزاد زندگى مى كنند [ البته با قطع نظر از صحيح يا باطل بودن آن ] قطعى است كه همان انسانها نيز با پيروى از محيطهاى مزبور با خواستههاى شخصى خود زندگى خواهند كرد ، اگر چه در آغاز زندگى بجهت مخالفت با عادت جبر قوانين و كيفرها تا مدتى كم يا بيش متحير و مضطرب خواهند بود . همهء اين امور اثبات مى كند كه جبر قوانين قراردادى و وحشت از كيفرها موجب تعديل واقعى « خودخواهى » نمى باشد . پس ثابت شد كه تعديل جبرى خودخواهىها براى ضرورت تنظيم زندگى اجتماعى غير از تعديل خودخواهى ( صيانت ذات ) و تبديل آن به خود داشتن ( صيانت تكاملى ذات ) مى باشد كه مذاهب حقهء الهى و اخلاق رسالت آنرا به عهده گرفتهاند .
١٥ - « پراكندگى و تجزيهء وحدت ميان جسم - ذهن - روح ناشى از تأكيد زياد و بيش از حد بر يكى از اين سه عنصر است .
از ميان برداشتن اين پراكندگى به بشر امكان مى دهد كه بازتاب منظومهء كيهانى و قانون عالى وحدت بخش آنرا در درون خود بيابد . « بايد گفت پراكندگى و تجزيه ميان موضوعات سه گانه بر دو نوع قابل تصور است : نوع يكم - ناشى از تفاوت و مغايرت آنها از يكديگر به مقتضاى هويت آنها است .
نوع دوم - ايجاد پراكندگى به معناى تضادى كه آنها را در اشتراك در يك وحدت عالى ممنوع مى سازد . آن پراكندگى و تجزيه ميان موضوعات سه گانه بر خلاق منطق اساسى انسانى و بر خلاف حكمت هستى است كه موجب تجزيهء تضاد انگيز ميان آنها بوده باشد نه آنكه مقتضاى هويت هر يك از آنها است .
توضيح اين كه از ديدگاه علمى و فلسفى جسم داراى هويت و لوازم و مختصاتى است كه در فعاليتهاى مغزى كه فوق كميتها و كيفيتهاى داراى نمود فيزيكى است