ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٠ - ١٤ - ١٧١ تشخيص اين كه يك موجود انسانى وجهى از پروسهء سازنده اى است كه به جهان شكل مى دهد
توانستهاند از عهدهء معالجهء آن برآيند . ممكن است گفته شود : حال كه شما در توصيف اين بيمارى و گسترش آن براى همهء انسانها در همهء ادوار تاريخ چنين نظر مى دهيد ، پس چگونه خواهيد توانست بشر را از اين بيمارى فراگير و بنيان كن نجات بدهيد پاسخ اين مسئله خيلى دشوار به نظر نمى آيد ، زيرا ما بايد توجه كنيم به اين حقيقت كه بنى نوع بشر وقتى كه قدم به اين دنيا مى گذارد ، يك درون صاف و فطرت پاك با خود مى آورد كه قابل هر گونه تربيت انسانى عالى است ، و واقعيت آن نيست كه هر انسانى با عناصر همهء سرنوشتش با دست بسته وارد اين دنيا مى گردد ، زيرا اگر امر چنين بود مى بايست بشر در همان آغاز زندگى در اين سيارهء با اهميت از بين برود ، زيرا هيچ يك از زندگى شئون بشر در امتداد بقاء بدون تعليم و تربيت با اشكال گوناگونى كه دارد امكان پذير نيست . و بديهى است كه موادى را كه تعليم و تربيتهاى معمولى به عهده مى گيرند ، مربوط به آن زندگى است كه در اين دنيا مى خواهد صورت تحقق به خود بگيرد نه آن پديدههاى مبهم ( عوامل وراثت ) كه در درون انسانها به عنوان مبانى تعيين كننده سرنوشت معرفى مى شوند . همهء ما وجود اين عوامل را در درون انسانها قبول مى كنيم ، ولى مسلم است كه آنها بعنوان علل تامه در زندگى بشر دست بكار نمى شوند . دليل قاطع اين مدعا تأثير شديد تعليم و تربيتها و انعطافهايى است كه بشر در موقع تغيير محيط زيست و يا بروز هر گونه عوامل جديد از خود نشان مى دهد .
حال كه تجدد استمرارى حيات بشرى مورد اعتراف همهء انسان شناسان و دلايل علمى قابل تجربه است ، پس هيچ معنا ندارد كه ما بگوييم : انسان در زنجير خود پرستى و لذت گرايى و نفع جويى چنان گرفتار و بسته به زنجير جبر است كه راهى براى نجات از آن ندارد با نظر به اين دليل روشن ، فقط كارى كه بايد انجام بگيرد تقويت تعليم و تربيت در قرار دادن خود خواهى و خود پرستى در مسير « صيانت ذات تكاملى » است و بس . يعنى ما بايد بكوشيم و به بشر بفهمانيم كه تو مى توانى براى وصول به يك « حيات معقول » در هر دو قلمرو زندگى فردى و اجتماعى ، خود طبيعى را كه ذاتا خود را مى خواهد و همواره طالب تورم خويشتن است ، به خود انسانى عالى ( ذات در مسير تكامل ) تبديل نمايى . و هيچ راه ديگرى براى نجات پيدا كردن از اين همه مصيبتها و ناگواريهاى خانمانسوز جز اين درمان وجود ندارد ، و بايد همهء ما در