ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - انواع دخالتهاى منطقهء عوامل درك در معرفت در بارهء ١٧١ واقعيتها براى خود ١٨٧ از ديدگاه قرآن
مى گويد كه هيچ تضمينى براى صحت آنها وجود ندارد ، و يا بر نوعى عنصر فعال ضد ارزشى در مغز خود تكيه مى كند كه نوعى حساسيت براى ارزشها از نتايج فعاليت آن عنصر مى باشد .
« با نظر به هويت علم و به محدوديتهايى كه در اين مباحث براى علم مورد بررسى قرار داديم ، با كمال وضوح ثابت شد كه هر دو نظر افراطى و تفريطى در ارزيابى علم باطل است ، يعنى هم آن نظر كه مى گويد : همهء طرق وصول به واقعيات منحصر در علم است ، باطل است و هم آن نظر كه مى گويد : علم در واقعيابى ورشكست است و كارى از دست علم جز يك عده روشنايىهاى بسيار محدود و گاهى هم مزاحم بر نمى آيد . » توضيح اين كه عده اى از ساده لوحان در قرن نوزدهم ( نه خود دانشمندان بزرگ كه دست اندر كار واقعى علم بودند ) با توجه به پيشرفتى كه تدريجا نصيب علوم گشته بود ، و از زير تهمتهاى قرون وسطائى مغرب زمين پيروزمندانه برجسته بود ، بدون توجه به واقعيات و سطوح و ابعاد بسيار گسترده و عميق آنها در قلمرو جهان طبيعت و انسانها ، چنان خيره و بهت زده گشته بودند كه همه چيز را فراموش كردند ، مخصوصا اين حقيقت را كه روش علمى نوعى راهيابى براى شناخت ابعادى معين و محدود از « واقعيات براى خود » ميباشد ، نه براى همهء سطوح و ابعاد واقعيات هستى .
به همين جهت حماسه سرايىهايى كه در قرن هيجدهم و نوزدهم و مقدارى از اوايل قرن بيستم نصيب علم ( تعريف و تفسير نشده ) گشته بود ، در بارهء هيچ موجودى مقدس و هيچ شعار دينى و ارزشى صورت نگرفته بود . فقط اين صدا در همه جا پيچيده بود كه « دوران خرافات پرستى گذشت و اكنون دوران علم است » ، « دوران جهل و بدبختىها سپرى گشته است و از هم اكنون وارد بهشت برين زندگى مستند به علم شدهايم » ، « براى حل هر مشكلى كه با آن روبرو مى شويد ، سراغ هيچ چيزى جز علم را نگيريد » ، « علم يعنى سعادت مطلق » و غير ذلك از افراط گريهايى كه كار هميشگى ما انسانهاى كم ظرفيت و كوتاه نظر است . اگر شما در آن دورانها برخى از رجز خوانىها و حماسه سرايىهاى مربوط به علم را مى ديديد و آنها را به خوبى تحليل و تفسير مى نموديد ، بدون زحمت زياد به اين نتيجه مى رسيديد كه « علم يعنى خدا » ، علم يعنى