ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٥ - آيا اين كه آن حضرت سپاهيان خود را با متوجه ساختن به نژاد و موقعيت چشمگير آنان در جامعه ، به جهاد تحريك مى كند ، منافاتى با اصل عدم امتياز انسانها بوسيلهء نژاد و موقعيتهاى چشمگير ندارد
خسارتى براى خود وارد مى آورد كه در صورت عدم جبران آن ، ندامتى بسيار تلخ نصيبش خواهد كرد .
نتيجه دوم - كه دامنگير اين فراريان از عرصهء احياى انسانها مى گردد ، احساس بسيار تلخ و جانگزاى بىشخصيتى است كه اگر با گريز از ميدان حيات بخشترين تكليف ، ( جهاد ) بيمارى ناهشيارى گريبان او را نگيرد ، دمار از روزگار او بر مى آورد .
نتيجهء سوم - ناپديد شدن خطوط « بايد » و « نبايد » از افق درون چنين اشخاصى است كه از نظر سقوط و تباهى با هيچ خسارتى قابل مقايسه نمى باشد ، زيرا براى كسى كه بايد و نبايد در دفاع از جانها و حقوق انسانها تأثيرى نداشته باشد ، هيچ موردى براى آن دو تكليف نخواهد داشت و بديهى است كه منتفى شدن آن دو تكليف از مغز و روان هر كسى چنان نيست كه آنها را خالى از احساس تكليف نمايد ، بلكه آن مغز و روان را پر از عامل ضد ارزشها خواهد نمود .
آيا اين كه آن حضرت سپاهيان خود را با متوجه ساختن به نژاد و موقعيت چشمگير آنان در جامعه ، به جهاد تحريك مى كند ، منافاتى با اصل عدم امتياز انسانها بوسيلهء نژاد و موقعيتهاى چشمگير ندارد ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه بر مبناى دو اصل ( امتياز فقط با تقوى اثبات مى شود ) ، ( هيچ يك از نژاد و نسب و موقعيتهاى چشمگير كه معلول فضيلت و تقوى نيست ، ملاك امتياز نمى باشد ) چگونه امير المؤمنين عليه السلام سپاهيان را با متوجه ساختن آنان به نژاد ( عرب بودن ) و به موقعيت چشمگيرى كه داشتند ، آنان را به صلابت و مقاومت در مقابل دشمن تحريك مى نمايد پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا آنچه كه از تواريخ عرب كه از نژاد سام است برمى آيد ، اين است كه گروه هائى از اين نژاد مقدارى صفات مردانگى و آزادگى داشتهاند كه كاملا مقيد به مراعات آنها بودهاند . امير المؤمنين عليه السلام در خطبهء قاصعه اين مطلب را چنين بيان مى فرمايد : فإن كان لا بدّ من العصبيّة ، فليكن تعصّبكم لمكارم الخصال ، و محامد الأفعال و محاسن الأمور الَّتى تفاضلت فيها المجداء و النّجداء من بيوتات العرب و يعاسيب القبائل ، بالأخلاق الرّغيبة و الأحلام العظيمة ، و الأخطار الجليلة و الآثار المحمودة .