ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - آيا اين كه آن حضرت سپاهيان خود را با متوجه ساختن به نژاد و موقعيت چشمگير آنان در جامعه ، به جهاد تحريك مى كند ، منافاتى با اصل عدم امتياز انسانها بوسيلهء نژاد و موقعيتهاى چشمگير ندارد
اعراب وجود دارد كه آنچه را انفاق كرده است ضرر تلقى مى كند و براى شما ( مسلمانان ) در انتظار حوادث ناگوار است ، حوادث ناگوار شايستهء آنان است و خداوند شنوا و دانا است . و از اعراب گروهى است كه ايمان به خدا و روز قيامت مى آورد و آنچه را كه انفاق كرده است اطاعتها و تقربها بخدا و موجب دعاهاى پيامبر در حق خود اتخاذ مى نمايند ، آگاه باش كه دعاهاى پيامبر وسيلهء تقرب آنان بخدا است . خداوند آنان را به زودى در رحمت خود داخل مى كند و قطعا خداوند بخشاينده و مهربان است . ) بنا بر اين ، امير المؤمنين عليه السلام در آن موقع سران سپاه خود را با توجه دادن به عظمتها و شهامتها و رادمردىهايى كه در سرگذشت بعضى از دودمانهاى عرب ديده شده بود ، براى دفاع از جانها و حقوق جانهاى آدميان مى فرمايد . و مى توان گفت : منظور امير المؤمنين عليه السلام اينست كه حال كه انديشه و دريافت شما از عظمت دين و رسالت رسول او و شناخت ارزش جانهاى مردم كوتاه است ، حدّ اقل به تاريخ و سرگذشت دودمانهائى از عرب كه از صفات عالى انسانى برخوردار بودهاند مراجعه كنيد و راه آنان را پيش بگيريد . اين نوع احتجاج و استدلال را در روز عاشورا ، از فرزند نازنين امير المؤمنين عليه السلام سر سلسله شهداى راه حق و حقيقت امام حسين عليه السلام مى بينيم - وقتى كه عمر بن سعد - آن شقى ضد انسان و انسانيت ، فرمانده فريب خوردگان دون صفت ، فرمان هجوم به خيمههاى بىپناه امام حسين عليه السلام مى دهد ، و آن موقعى بود كه هنوز سرور شهداى ابديت زنده بود ، با بدنى كه بجهت ورود زخمهاى شديد ، سخت ناتوان شده بود ، حركتى بخود مى دهد و فرياد مى زند : إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا فى دنياكم ( اگر براى شما دينى نيست و از قيامت نمى ترسيد ( اقلا ) آزاد مردانى در اين دنيا باشيد . ) از بعضى تواريخ نقل مى شود كه آن بزرگوار مضمون اين جمله را هم فرموده است كه : و ارجعوا إلى أنسابكم إن تحسبون أنفسكم عربا ( و برگرديد به نسبهاى گذشته خود و از اخلاق آنان پيروى كنيد اگر خود را عرب مى شماريد . )