ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - ترجمهء خطبهء صد و بيست و سوم
١ - جهان با شناسائى جهان فرق دارد .
٢ - نظم عالى هستى بر مبناى خواستههاى ما پى ريزى نشده است .
٣ - مقام ربوبى خداوندى بالاتر از آن است كه ما بتوانيم احاطه بر آنها داشته باشيم .
اگر يك انسان آگاه به مبانى و اصول اوليه علوم و معارف خود متوجه باشد ، قطعا با درك محدوديت آنها ، علوم و معارف خود را هم محدود خواهد ديد . بنا بر اين ، آنچه كه فطرت و عقل سليم حكم مى كند ، اينست كه صاحبنظران فلسفى و علمى بايد بجاى غوطه خوردن در اصطلاحات فلسفى ، طرق برخورد با انسانهائى را كه فاقد عضوى يا استعدادى از آنچه كه مردم معمولى دارند ، به مردم تعليم بدهند و نهايت كوشش را در اصلاح و جبران آنچه كه اين افراد فاقد آن مى باشند ، به عمل بياورند . به عبارت ديگر به جاى بازى با اصطلاحات و تطبيق واقعيات جاريه بر اصول و قوانين تخيلى كه با علوم محدود و آرمانهاى مشخص ، براى خود ساخته و پرداختهاند . به مرتفع ساختن آن پديدهها كه در برابر حدّ معمولى نقص تلقى مى شوند و معالجات مناسب بپردازند . در چند سال پيش در شهر اصفهان از يكى از آن مؤسسات كه كودكان و مقدارى از جوانان ما بعد دوران كودكى كه كر و لالها را نگهدارى و آنها را تحت رسيدگى و معالجه قرار داده بودند بازديد كرديم . در موقع بازديد با متصديان آنجا كه از دوستان عزيز ما بودند ، قرار گذاشتيم كه اين جانب مقدارى بطور تنها و بدون اين كه آن كودكان و جوانان متوجه شوند ، آنان را مورد بازديد و مطالعه قرار بدهم ، و هدفم اين بود كه تا بتوانم از وضع روانى آنان با نظر به كيفيت عضوى كه داشتند ، اطلاعاتى بدست بياورم . نتيجه اين مطالعه تقريبا همان بود كه من حدس مى زدم ، يعنى ديدم آنان از وضعى كه دارند ( كر و لال بودن ) هيچ احساس زجر و نقص نمى كردند و حركات و سكناتشان به خوبى نشان مى داد كه آنان از وضع خود نارضايتى ندارند .
و طرز بازى و برخورد آنان با يكديگر و حتى چگونگى برخوردشان با مردم عادى ، نشانى از احساس نقص و احساس حقارت نداشت . باز در موردى ديگر از كودكان و جوانان كه اول جوانى آنان بود و مبتلا به انواع فلج بودند بازديد و مطالعاتى داشتيم . براى ما