ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١ - امير المؤمنين عليه السلام به جهت معرفت والايى كه به واقعيات داشت و به جهت وارستگى از هوى و هوس و خود خواهىها هر يك از دو طرف ( پذيرش و عدم پذيرش حكميت ) را مى توانست انتخاب فرمايد
دستور و اندرز من براى شما روشن نشد مگر در روشنايى فردا . ) و امروز هم كه من داراى همان مأموريت الهى ( زمامدارى بر شما ) هستم ، شما نمى توانيد كمترين اعتراضى داشته باشيد . زيرا همان گونه كه عدم پذيرش حكميت از طرف من ، با ارشاد الهى در بارهء من بود ، پذيرش حكميت نيز به علت لزوم حفظ سپاهيان و مسلمانان از پراكندگى كه موقعيت را تغيير داده بود ، با ارشاد الهى مى باشد . ٣٣ ، ٣٦ - و لكنّا انما أصبحنا نقاتل إخواننا فى الأسلام على ما دخل فيه من الزّيغ و الاعوجاج و الشّبهة و التّأويل . فإذا طمعنا فى خصلة يلمّ اللَّه به شعثنا ، و نتدانى بها إلى التّقيّة فيما بيننا رغبنا فيها و أمسكنا عمّا سواها ( ولى ما امروز با برادران اسلامى خود مى جنگيم به جهت لغزش و انحراف و شبهه و تاويلى كه براى آنان روى داده است . و اگر ما در خصلتى اميد داشته باشيم كه خداوند بوسيلهء آن پراكندگى ما را جمع كند و ما به وسيلهء آن خصلت به مهر و محبت ميان خود نزديك شويم ، ما به آن ميل مى كنيم و از غير آن خصلت خود دارى مى نمائيم ) .
اى خوارج ، ما مسئله اى بنام من و ما و مقام من و قبيلهء من و خواستهء من و جنگ و صلح بى اساس و لجاجت نداريم ، ما يك مسئله داريم و بس ، و آن اينست كه همهء ما در سايه حيات بخش اسلام زندگى كنيم . حوادث اجتماعى عارضى همانند حوادث فردى عارضى نمى توانند و نبايد اصول بنيادين « حيات معقول » ما را كه در اسلام پى ريزى شده است مختل نمايد و از اصالت ساقط كند . ما در هر حال در جستجوى اسباب و موقعيتها و شرايطى هستيم كه از پراكندگى و تصادم كشنده كه هرگز دردى را دوا نخواهد كرد ، جلوگيرى كنيم و عوامل الفت و هماهنگى را بوجود بياوريم تا بندگان خدا در حالت آرامش و اطمينان خاطر بر ادامهء زندگانى معنىدار خود موفق شوند .
وقتى كه خداوند سبحان پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم را مبعوث فرمود ، جوامع ما را از ظلمات كفر و بت پرستى نجات داده و دلهاى پراكندهء مردم جوامع ما را بهم نزديك ساخت تا حدّيكه آنان طعم برادرى واقعى را چشيدند و وحدت روحى خود را دريافتند . امروز كه لغزشها و كج انديشىها براى بعضى از مردم پيش آمده كه باعث اشتباه و كج فهمى و تاويل خودسرانه در قرآن و احكام الهى گشته است ، ما