ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٣ - در هر گاهى از برهههاى تاريخ روگرداندن خير و كمال از انسانها شايع مى گردد ، و روى آوردن شر به آنان افزايش مى يابد
كوته نظرى صاحبان نظريه تفكيك اينست كه اگر بخواهيم اساسىترين عامل احساس پوچى زندگى را در ميان عوامل احتمالى آن تشخيص بدهيم ، بدون ترديد جز همين عامل تفكيك علوم و ارزشها و معنويات نخواهيم يافت . آرى ، اين يك حقيقت است كه از قانون استلزام قطعى سرچشمه مى گيرد كه در آن هنگام كه ارزشها و معنويات همانند « اخلاقيات تابو » بدون دليل محكم و استوار بر واقعيات تلقى شود ، خود زندگى هم بدنبال آن جز يك تا بوى پر از شكنجه و زحمت چيزى نخواهد بود . [١] نبايد كوچكترين ترديدى كرد در اين كه آن تحقير و اهانتها كه در بارهء معنويات و ارزشها از طرف خودكامگان و وسائل آنان صورت گرفت ، تبديل شدن كرهء زمين به موتورى سوزان نه تنها نبايد جاى شگفتى بوده باشد ، بلكه اگر چنين نمى شد جاى حيرت و شگفتى شديد بود كه ، زيرا تمام قوانين علمى كه از نظم واقعى عالم هستى كشف مى كند ، مختل مى گشت .
ما نمى دانيم آيا واقعا اين متفكر نماها روزى فرصت يافتند از خود بپرسند : چه دليلى براى علمى بودن معنويات و ارزشها بالاتر و روشنتر از اين مى توان تصور نمود كه عدم مراعات آن امور ( ارزشها و معنويات ) است كه حيات بشرى را با جدىترين خطرى كه در تاريخ بشرى سابقه نداشته و او را هم اكنون با نابودى كلى تهديد مى كند ، مواجه ساخته است . حقيقت اينست كه غفلت و تخدير فوق العاده اى لازم است كه انسان متوجه نباشد كه آرى ، آتش خود انسان را هم مى سوزاند ، و قانون عليت كه ميان آتش و سوزاندن وجود دارد ، ما بين پنبه و انسان تفاوتى نمى گذارد .
اين نكته را هم ناگفته نگذاريم كه استدلال به قرار گرفتن بشر در معرض نابودى ، براى اثبات علمى بودن تلازم ما بين عدم مراعات ارزشها و معنويات [ كه يكى از اساسىترين آنها مراعات كرامت و شرف و حيثيت انسانى است ] و نابودى انسانها بعنوان مثال زدن يك مورد چشمگير است ، و الا اگر بخواهيم اين قانون تلازم را از آغاز حيات دسته جمعى انسانها در اين كرهء خاكى منظور نماييم ، قطعى است كه
[١] اخلاق تابو عبارتست از آن اعمالى كه بدون استناد به دليل و علت قابل قبول ، در ميان قومى شايع مى شود ، بلكه حتى گاهى برخلاف عقل و مشاهدات مى باشد . در مباحث آينده توضيح مختصرى در اين موضوع خواهيم داد .