ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - در ميدان جهاد نيروهاى اساسى را خواه قرار دادى و اعتبارى باشد و خواه واقعى عينى به انسانهائى بسپاريد كه هم از قدرت عضلانى برخوردار باشند و هم از عظمت شخصيت و هم از تخصّص در فنون جنگ
كه بيرق و علم را در دست داشتند و اضطراب و سرنگونى آن ، از شكست صاحبان آن خبر مى داد . در دورانهاى بعدى اگر چه بيرق آن موقعيت فوق العادهء با اهميت را در جنگها ندارد ، ولى هنوز به عنوان يك علامت هويت جامعه و سپاهى كه روياروى دشمن قرار گرفته است ، كاملا مطرح است . امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبه حسّاسيّت موضوع بيرق را بطور بسيار جالب بيان فرموده است و در موارد ديگر از سخنان مباركشان در بارهء اقسام ديگر از نيروهاى مادى عينى و معنوى و قراردادى مطالبى با اهميت تذكر دادهاند . اگر بخواهيم با اهميتترين نيروها را در اينجا متذكر شويم ، همان نيروى ايمان به خدا ، خالق كائنات و ربّ اعلاى انسانها است . اين همان نيروى شكست ناپذير است كه اگر شخص يا سپاهى كه برخوردار از آن است اگر هزار بار كشته شود و بدنش متلاشى گردد و بار ديگر زنده شود ، نه احساس شكست مى كند و نه واقعا شكستى بر او راه يافته است ، زيرا صاحب اين ايمان همواره پيروز است . به همين جهت است كه آن را در شمار نيروهاى فوق نياورديم ، زيرا بجز قسم چهارم ( عظمت شخصيت كه عدالت و عفت و تقوى اساسىترين عناصر آن است ) كه مانند همين نيروى ايمان از دستبرد اسلحه در امان است بقيه آنها در معرض فنا و زوال مى باشند . همان گونه كه در دو بيت از دو شاعر بسيار با ذوق و متعهد آمده است : ١ - < شعر > قد غيّر الطَّعن منهم كلّ جارحة إلَّا المكارم في أمن من الغير < / شعر > شيخ كاظم زرى ٢ - < شعر > و مجرّح ما غيّرت منه القنا حسنا و لا أخلقن منه جديدا < / شعر > حاج هاشم كعبى ١ - ضربهء نيزهها و شمشيرها همه اعضاى آن شهداى راه كرامت و شرف انسانى و آن رهروان كوى ربوبى را ، تغيير دادند . مگر اخلاق عالى و شريف ارواح آنان را كه از هر گونه تغيير در امانند .
٢ - حسين ( ع ) سرور همه شهداى راه حق ، آن زخم خورده اى كه زخم نيزه نيكويىها و زيباييها او را دگرگون ننموده و هيچ تازه اى را از او كهنه نساخت .
١٩ ، ٢٢ - أجزء امرؤ قرنه واسى أخاه بنفسه ، و لم يكل قرنه إلى أخيه فيجتمع عليه قرنه و قرن أخيه هر مردى بايد همتاى خود را در رزمگاه كفايت كند و برادر خود را با جان