ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - ٤ - هدر دادن بىرويهء منابع مادى و نبوغ بشر در راه جنگ و تهيهء تداركات براى جنگ
الهى مى گفتند : « بر خود بپسند آنچه را كه بر ديگران مى پسندى و بر ديگران مپسند آنچه را كه بر خود نمى پسندى » با ما انسانها شوخى مى كردند آيا آن رسولان الهى خيال پردازى مى نمودند يا حقايقى را از طرف خداوند خالق انسانها براى ما بيان مى كردند هيچ ترديدى نيست كه آن رسولان الهى اصيلترين حقايق را از طرف خدا براى ما آورده بودند . هم اكنون هيچ راهى براى ادامهء حيات مطلوب در عرصهء زيباى طبيعت ديده نمى شود مگر با اجتناب از خود پرستى كه سودجويى و لذت پرستى مطلق و بىمحاسبه از مختصات ذاتى آنست ، و روى آوردن به انگيزههاى الهى در زندگى كه هيچ حقيقتى را از زندگى انسانها حذف نمى نمايد .
٤ - هدر دادن بىرويهء منابع مادى و نبوغ بشر در راه جنگ و تهيهء تداركات براى جنگ گويا اين محدود نگرى و نابينايى در بارهء فردا و فرداها ، سنت ديرينهء همهء مردمانى بوده است كه در اين دنيا هيچ آرمانى « جز غنيمت شمردن دم براى خوشگذرانى » نداشتهاند . بدبختانه همين نابينايى را در بارهء زندگى خود و آيندگان كه كاروان در كاروان نسلى پس از نسل ديگر از راه فرا مى رسند ، بنام مكتب به مغز ساده لوحان هم با تمام بىخيالى و ابراز دانايى « در عين جهل » تحويل داده و بلكه به مغزهاى آنان تحميل نموده است . سعدى با دو بيت زير با قيافهء اعتراض در برابر آن سنت خبيثه ايستاده و مى گويد :
< شعر > حريف سفله در پايان مستى نينديشد ز روز تنگدستى < / شعر > < شعر > سفله اى كاو روز روشن شمع كافورى نهد زود بينى كش بشب روغن ندارد در چراغ < / شعر > سفلگان براى سلطه بر بينوايان و ناتوانان ، زمين را زير و رو كردند و هر چه داشت در اختيار خود گرفتند ، و همهء منابع و فوايد طبيعى را تصاحب نمودند تا متمدن ناميده شوند و در گروه قهرمانان تاريخ بشرى نام نويسى نمايند اگر آنچه را كه از منابع و فوايد زمين به دست آورده و در اختيار خود گرفتند ، در مسير صلاح انسانها بكار مى انداختند و در اين بكار انداختن فقط خود را صاحب اختيار و مدير تلقى مى كردند