ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦١ - اين يك قانون پايدار تاريخ است كه هر افراطگرى كه به وسيلهء انسانها صورت بگيرد ، حتما يك تفريطگرى را بدنبال خود خواهد آورد
سه - زيگريد هونكه در فرهنگ اسلام در اروپا تصريح مى كند : « ما تنها وارث يونان و روم نيستيم بلكه وارث جهان فكرى اسلام نيز مى باشيم كه بىشك مغرب زمين مديون آنست . » فيليپ حتى مى گويد : كه « در قرون وسطى هيچ قومى به اندازهء مسلمانان در ترقى و پيشرفت بشريت خدمت نكردهاند . » چهار - در تاريخ علم چنين مى خوانيم : « مسلمانان به ميزان زيادى به فرهنگ خود متكى بودند و بر تمدن مديترانه اى با رضاى ساكنان اين اقليم تسلط پيدا كردند . [١] » پنج - همين محقق مى گويد : در واقع اگر بنا مى بود فقط به تاريخ علم بپردازيم ، بسيار منطقىتر بود كه سراسر دورانى را كه از قرن هفتم ( قرن اول هجرى ) آغاز و به قرن چهاردهم ختم مى شود منظور نماييم . [٢] » شش - باز همين محقق مى گويد : « جالب است كه موضوعات مقدماتى ( در فرهنگ اسلامى ) نه تنها مادى و خاكى بلكه علمى نيز بودند ، از اين لحاظ دانشگاههاى مسيحى از الگوى اسلامى دنباله روى مى كردند . [٣] » هفت - باز در مأخذ مزبور چنين مى خوانيم : « مسلمانان در قرن دوازدهم تهيه و استفاده از كاغذ را به اروپاييان آموختند . » [٤] هشت - آلفرد نورث و ايتهد مى گويد : « تمدن اسلام اصيل بوده است ، زيرا مسلمانان در رياضيات و نجوم و علوم طبيعى و اقتصاد و تجارت تحولاتى بوجود آوردند و تمدن آنان از خود آنان مى جوشيد . » [٥] نه - زيگريد هونكه با صراحتى جالب در بارهء اين كه مسلمانان بودند كه روش تجربى در علم را ابتكار كردند ، چنين مى نويسد : « عرب ( مسلمانان ) به وسيلهء تجربهها و كاوشهاى علمى خود آن مواد خام را كه از يونان گرفته بودند ، دگرگون ساخته و وضع
[١] همين مأخذ ص ٢٠٧
[٢] همين مأخذ ص ٢١٨
[٣] همين مأخذ ص ٢٢٨
[٤] همين مأخذ ص ٢٢٨
[٥] ماجراى انديشهها - آلفرد نورث و ايتهد