ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - مطلب چهارم - تعيين ابعاد و ملاك موضوع علمى
٣ - معلولات و نتايجى كه از آن واقعيت صادر مى شوند و بروز مى نمايند ، قابل شناخت و محاسبهء قانونى باشند .
٤ - تفكيك پديده هايى كه بطور تعاقبى مانند فصول چهارگانه كه در كره زمين پشت سر همديگر بروز مى نمايند ، بدنبال آن واقعيت به جريان مى افتند ، از پديده هايى كه با يكديگر رابطهء عليت دارند .
٥ - همچنين آن واقعيت بتواند در مجراى مقايسات با مواد مشابه و مخالف و تشخيص پديدههاى همزمان و غير ذلك قرار بگيرد .
٦ - نيز بتواند مشمول اصول و قوانين حاكم بر مسائل علمى باشد ، مانند محال بودن اجتماع و ارتفاع نقيضين و نسبيتها و وابستگى امور نسبى به حقايق مستقل و غير ذلك . زيرا قطعى است كه خط مستقيم با خط غير مستقيم در يك جد و زمان با ديگر حدودى كه براى حكم ( محال بودن اجتماع ) نقيضين شرط شده است ، جمع نمى شوند ، همچنين عدالت با ظلم ، نيك با بد ، عظمت ارزشى و پستى و اخلاق عاليه انسانى با كثافتها و تبهكاريهاى و بدانجهت كه حقايق ارزشى مستند به واقعيات نيز قابل بررسى از ديدگاه ابعاد فوق مى باشند ، لذا بايد پذيرفت كه ارزشهاى مزبور نيز با ملاكهاى فوق مى توانند مانند ديگر موضوعهاى علمى در عرصهء علم مورد بررسى و تحقيق قرار بگيرند . به عبارت ديگر هر حقيقتى كه از واقعيت براى خود برخوردار باشد و بتواند با كليت فراگير در ملاكهاى فوق شركت داشته باشد ، آن حقيقت يك موضوع علمى مى باشد .
بنا بر اين ، همان گونه كه آب با نظر به ملاك فوق مى تواند موضوع علمى و بررسىهاى متنوع علمى قرار بگيرد همچنين معادن و درختان و مزارع و موجودات دريايى و نور و صوت و فلزات و غير ذلك ، و همان گونه موضوعات اجتماعى و اقتصادى و حقوقى و سياسى و روانى و غير ذلك بدانجهت كه هر يك از آنها « واقعيتهائى براى خود » دارند كه ، در مجارى فوق الذكر مى توانند قرار بگيرند داراى بعد علمى مى باشند ، همچنين همهء حقايق ارزشى مانند عدالت و شرف و تكليف فوق انگيزههاى جبرى نفع و ضرر ، نيز مى توانند به عنوان موضوعهاى علمى مورد بررسىهاى دقيق علمى