ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - ٧ - ١٧١ ريشههاى مسئله
تحقق كامل امكانات مادى حاصل از پيشرفتهاى علمى بكار گيرد ، متقابلا ارزشهاى مربوط به ابعاد انسانى كه اساس فرهنگهاى پيشين بودند سركوب شدند . » اين مطلب بسيار منطقى و عين جريانى است كه امروزه ميوههاى تلخ خود را به بشريت عرضه مى نمايد . در طول مدتى كه صنعت از علم زاييده شده و توسعه و تنوع بسيار پيدا كرد ، حتى آنانكه مى بايست از افراطگرى در ماده گرايى و سودجويى و لذت پرستى جلوگيرى كنند و ضرورت اعتدال و هماهنگ ساختن ماده و معنى را در يك فرهنگ فراگير براى مردم اثبات كنند ، خود نيز بدنبال همان ماده گرايان براه افتاده و خود نيز از مبلغان آن طرز انديشه شدند كه مى گفت بروز اين وضع در تاريخ بشريت نتيجهء حتمى و غير قابل تخلف قوانين اجتماعى است كه ما بايد آنرا بپذيريم .
ج - اين يك نتيجهء كاملا ضرورى بود كه با انحصار ارزشها در ارزشهاى مادى ، هر چيزى كه بيرون از قلمرو آنها بوده باشد بكلى حذف گردد ، حتى جانهاى همهء مردم روى زمين د - اين نكته را هم نبايد فراموش كنيم كه ماده گرايى و منفعت پرستى افراطى نه تنها موجب انهدام و نابودى فرهنگهاى پيشين گشته است ، بلكه مجالى براى مردم و حتى متفكران و صاحبنظران نگذاشته است كه فرهنگ و تمدن حقيقى و معرفتى را كه بتواند فلسفه و هدف زندگى انسانها را قابل فهم و پذيرش بسازد ، درك نمايند . محققان و صاحبنظران بايد اين قضيه را به عنوان يك اصل تلقى نمايند كه : آن مردمى كه از شراب منفعت و لذت و خودخواهى سرمست مى شوند ، بطور ضرورى فرهنگ و معنويت و اخلاق و حتى مذهب و انسانيت و همهء اين عناصر سازندهء انسان را بيش از يك خواب و خيال غير قابل تعبير و تفسير تلقى نمى كنند ، لذا اين يك قضيهء شگفت انگيز نيست كه ارسطو در تمثيل قدرت ( در همهء اشكال آن ) چنين مى گويد : « كه شيرى نشسته بود و يك خرگوش در بارهء عدالت با او سخن مى گفت ، اين خرگوش در باره عدالت داد سخن داد و بهترين حقايق را به شير عرضه كرد ، آن گاه از شير پرسيد : اى شير محترم ، بفرماييد كه سخنان اين بندهء حقير در بارهء عدالت چگونه بود شير با كمال متانت و اطمينان خاطر چنين پاسخ داد كه اى خرگوش عزيز ، سخنان تو در بارهء عدالت بسيار خوب و با ارزش بود تنها نقصى كه داشت اين بود كه تو در بارهء