ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٣ - نوع دوم - ارزشهاى مستند به واقعيات و بيان ملاك اين استناد
كاهش از مقاومت شخص مفروض كاسته خواهد گشت . با توجه با اين بررسى علمى بايد بگوييم : قضيهء ارزشى « ممنوعيت مزاحمت با زندگى انسانها » معلولى ايجاد مى كند كه بر ضرر جان يا روان يا شخصيت شخص مزاحم تمام مى شود ، اگر چه شخص به وسيلهء نيروهاى روانى ديگر مانند مقاومتها و لجاجتها مى تواند تلخى و درد آن معلول ( انتقام شخصى يا كيفر قانونى ) را از نظر تأثير و احساس خنثى نمايد . يكى از دلايل اين مدعا كه انتقام شخصى يا كيفر قانونى اثر خود را در جسم يا روان و يا شخصيت آدمى بوجود مى آورد ، اينست كه در صورت افزايش انتقام يا كيفر قانونى ، توانايى مقاومت و لجاجت از بين مى رود و تلخى شديد ورود ضرر و صدمه بر جان و روان و يا شخصيت خود را مى چشد و تحمل خود را از دست مى دهد ، و اين خود دليل آنست كه مقاومت هر اندازه هم نيرومند باشد بالاخره اندازه و كميت معينى دارد ، و اگر شخصى تا پاى مرگ مقاومت بورزد معنايش آن نيست كه آن شخص از نيروى مقاومت بينهايت برخوردار بوده است ، زيرا هنگامى كه مقاومت از حد گذشت ايستادگى شخص مقاوم ناشى از فقدان حس طبيعى بوده و مستند به دفاع ناخودآگاه مى گردد كه از هيچ گونه بينشى برخوردار نمى باشد . اين بحث در بارهء علت دوم ( احساس عميق ناراحتى و شكنجهء وجدانى ) نيز جريان دارد ، با اين تفاوت كه ناراحتى و شكنجهء وجدانى مخصوص كسانى است كه به جهت ناپاكىها و كثافت كاريهاى ضد وجدان ، به اندازه اى سقوط نكرده باشد كه خوب و بد و زشت و زيبا و حتى هست و نيست براى وى مطرح نباشد . و به عبارت ديگر درد و شكنجهء روانى از آن كسى است كه داراى وجدان حساس باشد ، چنانكه درد چشم از آن كسى است كه نابينا نباشد .
ممكن است اين توهم پيش بيايد كه احساس عميق ناراحتى و شكنجه وجدانى و همچنين ناگوار بودن انتقام و كيفر قانونى كه براى جنايتكار روى خواهد داد ، نمى تواند تأثير قضيهء ارزشى « جنايت به انسانها ممنوع است » را به درجهء تأثير جبرى يك قانون طبيعى برساند ، و دليل اين مدعا بىاعتنايى بسيار فراوان جنايتكاران در بارهء هر دو عامل مزبور ( شكنجهء انتقام شخصى و كيفر قانونى و