ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٨ - ٣ - ديدگاهى ديگر
رياضى در نقشه صنعتى قديمى جهان نشان داده شدهاند ، به انسان نيروى غلبه بر طبيعت را اعطاء كردند تا همين اواخر رفاه مادى روز افزون و ظاهرا بىپايانى را به بشر ارزانى مى داشت . انسان با سوء استفاده از اين نيرو خواست تا ارزشهايش را در جهت تحقق كامل امكانات مادى حاصل از پيشرفتهاى علمى به كار گيرد . متقابلا ارزشهاى مربوط به ابعاد انسانى كه اساس فرهنگهاى پيشين بودند سركوب شدند .
سلب مفهوم انسانيت كه حذف و ناديده گرفتن ساير ابعاد انسان است ، دقيقا در راستاى ديد علمى اى است كه نسبت به جهان و انسان وجود دارد . از اين ديدگاه جهان به صورت ماشين ، و انسان تنها به صورت چرخ دندانهء آن نگريسته مى شود .
شناخت انسان ( نسبت به خود ) عامل تعيين كنندهء اساسى ارزشهاى اوست ، اين ادراك ، مفهوم « خود » را در ارزيابى منافع شخص تعيين مى كند . بنا بر اين فقر ايدئولوژيكى همراه با نگرش انسان به خود به عنوان چرخ دندانهء ماشين موجب كاهش ارزشها مى گردد . معهذا پيشرفتهاى علمى قرن حاضر نشان دادند كه اين ديدگاه ماشينى ( مكانيكى ) نسبت به جهان را نمى توان تنها در زمينهء علمى محض نگاه داشت . بنا بر اين مبناى عقلانى در مورد شناخت ماشينى بشر ارزش خود را از دست داده است .
٣ - ديدگاهى ديگر در علوم معاصر ، تصوير صنعتى خشك و بى انعطاف از جهان جاى خود را به مفاهيمى داده است كه جهانى را مى سازند شكل گرفته از دادههاى خلاق دائمى ، كه هيچ قانون مكانيكى قادر نيست آن را به زور متوقف نمايد . انسان خود به صورت وجهى از اين انگيزش خلاق در آمده ، چنان به كمال با كل جهان در ارتباط است كه در چهار چوب صنعتى پيشين قابل بيان نمى بود . در نتيجه « خود » آدمى از حالت چرخ دندانهء بى اراده اى كه محكوم به حركت تحت فرمان يك ماشين عظيم مى باشد فراتر رفته ، به وجهى از انگيزهء خلاقهء آزاد بدل مى شود كه بى واسطه و اساسا به جهان به صورت يك كل واحد پيوند مى خورد .