ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - دخالت عوامل منطقهء من در علم و معرفت به واقعيات از ديدگاه قرآن
( خود هشيارى ) و دريافت خدا كه نيازى به وساطت عوامل منطقهء « من درك كننده » ندارند ، نياز ما به آن منطقهء « من » بكلى قطع نمى شود ، لذا نمى توانيم بازيگرى خود را در نمايشنامهء بزرگ وجود به صفر تقليل بدهيم .
در اينجا از تذكر به يك نكته غفلت نكنيم كه طرق ديگرى از انواع شهود وجود دارد كه مى تواند تأثير و دخالت منطقهء « من » را يا بكلى منفى بسازد و يا اين كه آنرا به حد اقل كه به وسيلهء علوم و معارف رسمى معمولى امكان ندارد برساند . اين مطلب را در مباحث آينده مطرح خواهيم نمود .
دخالت عوامل منطقهء من در علم و معرفت به واقعيات از ديدگاه قرآن آيات قرآنى در مواردى متعدد ، دخالت و تأثير عوامل درك را در معرفت واقعيات تذكر داده است كه توجه به آنها در اين مبحث ضرورى است . از آن جمله : ١ - ( فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ) [١] ( ما امروز پرده اى را كه بر روى بينايى تو كشيده شده بود برداشتيم ، امروز بينايى تو تند و نافذ است . ) اگر چه آيه به قرينهء آيات بعدى ، مردم تبهكار را منظور نموده است ، ولى از آن جهت كه پردهء ظلمانى مانع از ارتباط انسان با « واقعيات براى خود » مى باشد ، فرقى ندارد كه از روى تقصير و تعمد باشد يا از روى ناتوانىهاى طبيعى و چگونگى ساختمان عوامل و ابزار درك .
٢ - ( قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْه حَسِبَتْه لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّه صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ ) [٢] ( به آن زن ( بلقيس ملكهء سباء ) گفته شد : به آن زمين پهن كه از سنگ صيقلى و يا شيشه فرش شده بود ، داخل شو ، وقتى كه بلقيس آن زمين صيقلى را ديد ، گمان كرد كه دريايى ( آب ) است لذا لباسش را از ساق پاهايش بالا كشيد . حضرت سليمان فرمود : اين زمين صاف و از شيشه است ) در اين حادثه ، زمين صيقلى و شفاف براى بلقيس نمايش آب داشته است و آب بودن آن زمين صيقلى براى آن زن به قدرى يقينى بود كه وقتى خواست قدم به آنجا بگذارد ، لباسش را از ساقهايش بالا كشيد تا
[١] ق آيهء ٢٢
[٢] النمل آيهء ٤٤