ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٩ - با اين مباحث كه تاكنون مطرح نموديم ، تفكيك حقايق ارزشى از علوم ، تضعيف علوم و اهانت نابخشودنى به آنها است ، نه جدا كردن ارزشها از علوم و تحقير آنها
مذهبى مى باشند . » [١] به نظر اينشتين ، بيش از همهء دانشمندانى كه با علوم طبيعت سر و كار دارند ، خاصه آنهايى كه به فيزيك رياضى مى پردازند مى توانند اين انفعالات عرفانى را درك كنند . ريشهء آنچه اينشتين « مذهب جهانى » ناميد ، بنظر وى ، در چنين مطالعاتى وجود دارد . . . » [٢] باز مى گويد : « اين اعتقاد كه موازين صاحب ( داراى ) ارزش براى جهان هستى همگى منطقى مى باشند ، يعنى عقل قادر به ادراك آنها است ، بواقع جزو حيطهء مذهب است . امروزه براى من قابل تصور نيست كه دانشمندى واقعى وجود داشته باشد كه از چنين ايمانى برخوردار نباشد . شايد تمثيل مختصر زير اين موضوع را روشنتر سازد : « علم بدون مذهب لنگ است ، مذهب بدون علم كور است » . [٣] باز در همين مأخذ ذيل صفحهء ٥٣٤ چنين گفته است : « تجربهء مذهبى جهانى شريفترين و قوىترين تجربه و احساسى است كه ممكن است از تجسس علمى عميق هويدا گردد . » براى توضيح اين عبارات ، شرح مفصلى لازم نيست ، زيرا عبارات با بهترين وجه مقاصد دانش و دانشمند را آشكار مى سازد . البته بايد در اين مسئله دقيق شد كه عده اى از اشخاص هستند كه بر مبناى علل و انگيزه هايى نمى خواهند اين دو حقيقت ( علم مذهب و يا علم و عموم ارزشها ) را از يك افق بالاتر نگريسته و هماهنگى بسيار با اهميت آنها را بپذيرند ، از آن جمله در كلمات مؤلف همين كتاب كه ما جملات را از آن نقل نموديم ( زندگينامهء اينشتين ) آقاى فيليپ فرانك كوشش زيادى ديده مى شود كه مى خواهد به هر شكلى است عبارات اينشتين را كه با كمال صراحت اهميت حياتى مذهب و هماهنگى شديد آنرا با علوم بيان نمايد تأويل و توجيه نمايد . يك روح و وجدان ناب علمى انتقاد از آنچه را كه نمى پسندد به تأويل و توجيه سخنان صريح
[١] زندگينامهء آلبرت اينشتين تأليف فيليپ فرانك ترجمهء آقاى حسن صفارى ص ٥٣٣ .
[٢] مأخذ مزبور ص ٥٣٣ و ٥٣٤ .
[٣] مأخذ مزبور ص ٥٣٧ .