ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩١ - نوع دوم - ارزشهاى مستند به واقعيات و بيان ملاك اين استناد
نيمهء اول ماه فروردين به ديد و بازديد يكديگر مى روند و شادى و خوشحالى براه مى اندازند و سفرهء هفت سين باز مى كنند . اين عيد و رسومى كه در آن روزها مراعات مى شود ، مانند اخلاق تابو بىاساس نيست ، زيرا با آمدن ماه فروردين فصل بهار اين سرزمين آغاز مى گردد و مزارع و درختان و چمنها ، حيات و طراوت و شكوفايى بسيار لذت بخش و مفيد خود را باز مى يابند . با نظر به اين علت كه براى مردم اين جامعه جنبهء حياتى دارد ، قرار دادن چند روز در نيمهء اول فروردين به عنوان عيد ، مستند به يك واقعيت است . البته ممكن است كميت و كيفيت برقرار ساختن عيد و مراسم آن با خود واقعيت تطابق صد در صد نداشته باشد ، ولى اصل ارزش روزهاى عيد فروردين مانند اخلاق تابو بىعلت نمى باشد .
علت اين برخوردارى از اخلاقيات و ارزشهاى مستند به واقعيات ، بروز و شيوع انواعى از عناصر فرهنگى است كه بطور خودكار با تفاعلات مناسب با يكديگر ، اخلاقيات و ارزشهاى بىاساس را طرد مى كنند و به جاى آن زمينه را براى آنچه كه اصيل است آماده مى نمايند ، مگر اين كه با طرد اخلاقيات بىاساس عرصه را به دست بىاصلى و لذت گرايى و خودكامگىها خالى كنند .
نوع دوم - ارزشهاى مستند به واقعيات و بيان ملاك اين استناد ملاك استناد ارزشها به واقعيات ، ارتباط آنها با ذات ( جان ، روان و شخصيت ) انسانها مى باشد ، به اين معنى هر اندازه كه يك حقيقت ارزشى داراى ارتباطى نزديكتر با ذات آدمى باشد ، وجود آن ضرورىتر و براى بررسى علمى شايسته تر مى باشد و آن ارزش مى تواند به عنوان يك موضوع مطرح گردد و مسئلهء علمى تشكيل دهد و مشمول يك قانون كلى علمى بوده باشد . به عنوان مثال اين قضيه كه « نبايد مزاحم زندگى انسانها بود » يك قضيهء ارزشى است ، اگر چه ضرورت آن مانند يك ضرورت جبرى بطور مستقيم ( كه در قوانين جبرى طبيعت موجود است ) نمى باشد ، ولى بدانجهت كه وجود و عدم اين حقيقت ارزشى ارتباط با ذات انسانى دارد ، لذا مى توان آنرا در قلمرو علم مطرح نمود . ارتباط قضيهء مزبور ( حقيقت ارزشى « نبايد مزاحم زندگى انسانها بود » ) با ذات انسانى از دو علت يا از يكى از آنها ناشى مى گردد :