ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - همان گونه كه استعدادهاى خير انسانى حد و حصرى ندارد ، همچنان استعدادهاى شر انسانى نيز قابل شمارش نيست
همان گونه كه استعدادهاى خير انسانى حد و حصرى ندارد ، همچنان استعدادهاى شر انسانى نيز قابل شمارش نيست اين اصل را مى توان به اين ترتيب نيز بيان نمود كه آدمى داراى استعداد بسيار نيرومنديست كه در هر دو طرف خير و شر مى تواند به نهايت اوج برسد ، يعنى چنانكه كمالات او در طرف خير بسيار گسترده و عميق و متنوع مى گردد ، همچنين در طرف شر نيز مى تواند بسيار گسترش و عمق و تنوع شگفت انگيز پيدا كند . بطورى كه از تواريخ برمى آيد اين صاحب زنج كه حتى از تصريح به شخصيت واقعى خود نيز در راه اشباع خواستههاى خودكامانه اش امتناع نموده است [١] قتل و غارتهايى با بدترين وضع و ظالمانه ترين شكل انجام داده است كه در تاريخ قطعا كم نظير بوده است . ابن ابى الحديد در مجلد هشتم از شرح نهج البلاغه ص ١٢٨ مى گويد : « كارهايى كه على بن محمد ( صاحب زنج ) مرتكب شد ، خود دليل آنست كه وى از آل ابي طالب نبوده است .
كارهاى وى اتهامى را كه به نسبش زده شده است تصديق مى كند ، زيرا ظاهر احوالش اينست كه او بر مذهب ازارقه بوده است - در كشتن زنان و كودكان و كهنسالان و بيماران - « براى تكميل اطلاع از وضع اين موجود پليد رجوع فرماييد به شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد مجلد هشتم از صفحهء ١٢٦ تا صفحهء ٢١٤ . مراجعه به تواريخ براى آگاهى از سرگذشت اين گونه موجودات پليد ، و همچنين براى اطلاع از احوال انسانهاى وارسته ، از بزرگترين تكاليف ارشادى و تعليم و تربيتى جوامع انسانى است ، زيرا اغلب مردم به جهت بىاطلاعى از وقايع اين دو گروه از افراد بشرى ، در بارهء استعدادهاى خويشتن نيز ناآگاه مى مانند ، چنانكه معرفت بحال پيشينيان و غور در سرگذشت اين نابكاران و آن شايستگان براى عميق ساختن علوم انسانى مخصوصا از نظر روانشناسى موجب پيشرفتهاى بسيار مفيد در بارهء شناخت
[١] اين مرد خود را براى جلب مردم با اين مشخصات نسبى معرفى كرده بود كه او على بن محمد بن احمد بن عيسى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابي طالب عليه السلام . ابن ابى الحديد در مجلد ٨ ص ١٢٦ و ١٢٧ از شرح نهج البلاغه مى گويد : اكثر علماء نسب اتفاق نظر دارند در اين كه اين شخص از قبيلهء عبد القيس بوده و نامش على بن محمد بن عبد الرحيم و جد او محمد بن حكيم اسدى از اهل كوفه و يكى از كسانى بود كه با زيد بن على بن حسين عليه السلام بر هشام بن عبد الملك خروج كرده بود .